کانال یک به طور 24 ساعته بر روی یوتل ست w2m

FREQ=11473 - Symbol Rate=27500 - 2/3-
عمودی V
3 درجه شرقی

نام کانال:MAA TV
با یک قیچی می‌توانید این ماهواره را با هاتبرد دریافت کنید، در غیر این صورت دیش خود را که به سمت هاتبرد تنظیم شده است تقریباً 5/5 سانتیمتر به سمت راست(شما پشت دیش ایستاده‌اید) و میله پشت دیش را تقریباً 5/4سانتیمتر به طرف بالا بیاورید به طوریکه سر ال ان بی به زمین نزدیک شود. ساعت ال ان بی را تغییر ندهید. این فرکانس به اندازه کافی قوی هست که بتوانید بدون نیاز به فایندر وبا کمی دقت در یافت کنید.

توجه! توجه!: صدای کانال یک بر روی ماهواره هاتبرد. از هر طریق ممکن اطلاع رسانی کنید.

صدای تلویزیون کانال یک بر روی ماهواره هاتبرد.
نام رادیو: رادیو پدر - Radio Pedar
فرکانس:11200
عمودی-V
27500
در صورتی که رسیور شما قدیمی است ممکن است نام رادیو را Italia 1 نمایش دهد.

با مراجعه به سایت WWW.CH1.CC دادخواست تعیین نظام حکومتی را امضا کنید.

WWW.CH1.CC کلیک کنید.

مردم بانک تات را تحریم خواهند کرد

"خبر دریافتی موثق از کارکنان صدا و سیمای رژیم"
این بانک با سرمایه اولیه حدود 224 میلیارد تومان از محل1- مبلغ 140 میلیارد تومان وجوهات به جا مانده از آیت اله بهجت2- مبلغ 84 میلیارد تومان وجوهات به جامانده از آیت اله فاضل لنکرانی که در هردو مورد با دستور مستقیم رهبرجمهوری اسلامی گرفته شده و در اختیار آقایان 1- مجتبی خامنه ای فرزند رهبر(رئیس کودتا) 2- غلامعلی حداد عادل رئیس اسبق مجلس هفتم و 3- احمد جنتی دبیر شورای نگهبان قرارداده شده تا به عنوان سهامداران اصلی اقدام به تاسیس این بانک نموده و در شرف پذیره نویسی هستند (مطابق تبلیغ در سیما)مردم را تشویق به تحریم این بانک و عدم پذیره نویسی آن بنمائید.پریش پاهکین

به پروژه ندای پرچم بپیوندید.

اعلامیه:
ندای پرچم جنبش ملی ما هستیم!
همراهان جنبش ملی ما هستیم و همه ی ایرانیان برای نمایش بزرگترین پرچم تاریخ جهان دست به دست هم میدهند. صدها پرچم پیوسته شیر و خورشید ، هر پرچم به نام یک تن در گوشه و کنار جهان به نمایش گذاشته می شود. شما نیز می توانیددر این طرح شرکت کرده و نام خود را روی یک پرچم مستقل در کنار دیگران داشته باشید. برای شرکت و ثبت نام در این طرح، هم اکنون با شماره زیر در امریکا تماس بگیرید.
5422-884-818

هر سه شنبه رأس ساعت 9 شب تمام وسایل برقی پر مصرف را به مدت 4 دقیقه به برق بزنید؛

امضاء کنید،شکواییه مردم ایران خطاب به مجامع بین المللی

استمداد از جامعه جهانی به مقصود متوقف ساختن جنایات جمهوری اسلامی و تعقیب عاملین آن(شکواییه رسمی)
برای امضا شکواییه لطفاً بر روی لینک کلیک کنیدhttp://www.petitioniran.com/?page=petition&pid=YLT5392

فراخوان: جمعه 30 مرداد تجمع مقابل زندان اوین ساعت 11 صبح

زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

چگونه در اعتراضات خیابانی سالم بمانیم

فیلتر شکن Ultra Surf95، سریع و مطمئن.

۱۳۸۸ شهریور ۴, چهارشنبه

اطلاعیه جنبش ملی ما هستیم

اطلاعیه جنبش ملی ما هستیم
شورای رهبری "داخل ایران"
هموطنان عزیز ،همچنانکه انتظار می رفت سناریو انتخابات با نمایش بیدادگاههای مسخره، مراحل پایانی خود را طی می کند و سیاسیون توانستند با اجرای این پروژه به اهداف از پیش تعیین شدهء خود تا حدودی دست یابند. مهمترین هدف این سناریو القای این اندیشه بوده است که مردم ایران – در داخل و خارج از کشور- گرچه ممکن است ناراضی باشند اما این عدم رضایت محدود به مسائل داخلی نظام است. کمتر کسی- حتی عمده ترین مخالفان- خواستار براندازی جمهوری اسلامی ایران است.

رژیم حاکم بر ایران در طول این دو ماه توانست اوج مخالفت با خود را، در چهارچوب مخالفت با رئیس جمهور- و نه جمهوری اسلامی محدود کند، گرچه همین جا باید اذعان کنیم- نه افتخار کنیم که به همت ایرانیان خارج از کشور به ویژه اعضاء جنبش حداقل در خارج از کشور- به مدد پرچم شیر و خورشید ایران، ایشان نتوانستند به اهداف خود در این زمینه دست یابند و جهان دانست که مسئله مردم ایران بودن یا نبودن جمهوری اسلامی است

:اما در یک جمع بندی می توان حاصل تلاشهای این ایام را چنین برشمرد

یک : بیش ا ز60 کشته که رسما اعلام شده است

دو: بیش از چهار هزار زندانی که رسما اعلام شده است

...سه: قلع و قمع منتقدان خودی و ایجاد زمینه یک دیکتاتوری مطلق- از جمله بازداشت ابطحی- عطریانفر- نبوی- رمضان زاده- تاج زاده و

چهار: موجه شناختن چهره هایی از جمله آقای هاشمی رفسنجانی که فاقد زمینه های اجتماعی بودند. این بخش از سناریو به همت بسیار برخی از روشنفکران در خارج از کشور به اجرا گذاشته شد. به طوری که پس از این مردم از جمله حکومت، به دیگری پناه نبرند بلکه دست به دامان شخصیتی مانند هاشمی رفسنجانی بشوند

پنج: گرچه سرکوب- زندان- شکنجه- واژه های شناخته شده حوادث اخیر بوده اند اما بخش دیگری از این پروژه با هدفی خاص به مورد اجرا گذاشته شد که مخالفان رژیم که به زندان می روند از این پس قهرمان نخواهند بود چرا که در زندان به آنان تجاوز شده است و این سرشکستگی بیش از هر امر دیگری در نابود کردن روحیه مبارزان می تواند موثر واقع شود و از ایجاد انگیزه برای قهرمان شدن جلوگیری کند

شش: اکنون به اطلاع هموطنان عزیز می رسانیم که در حال حاضر بیش از 200 جسد در سردخانه های کشور موجود است که در روزهای آینده به تدریج به خاک سپرده خواهند شد

در حال حاضر بیش از 15 هزار نفر در سطح کشور در طول حوادث اخیر به زندان فرستاده شده اند. برای اکثر آنان پرونده های غیرسیاسی تشکیل شده است که در صورت عدم توجه لازم هر روز بر این تعداد افزوده خواهد شد

هموطنان عزیز

با توجه به آنچه که گفته شد لازمست یادآوری کنیم که تمامی این رویدادها برای ایجاد فضای مناسب برای حوادث آینده کشور به انجام رسیده است که از جمله آن می توان به انعقاد قراردادهای اقتصادی با کشورهای همسایه اشاره کرد که ذکر جزئیات آنرا به بعد موکول می کنیم

در همین رابطه روابط مربوط به غنی سازی و امور هسته ای نیز دستخوش تحولاتی از سوی دو طرف شده است که تا این لحظه از انتشار آن خودداری می شود

و بالاخره تغییر نظام اجتماعی براساس طرح امنیت اجتماعی کاریست که آقایان در سرلوحه برنامه خود قرار داده اند که به زودی شاهد به مورد اجرا گذاشتن آن خواهیم بود.
هموطنان عزیز، برخی از ایرانیان- قصد دارند با توسل به دولت ها و دولتمردان- سازمان ها و بنیادهای بین المللی به جلب کمک برای عبور از این ایام بحرانی بپردازند. ما ایرانیان اعلام می کنیم تاریخ نشان داده است که هیچ دولتی- هیچ بنیاد و سازمان بین المللی بدون انگیزه های خاص به حمایت از مردمی ستمدیده نپرداخته و نمی پردازند و حاضر نیستیم وجه المصالحهء این دولت ها و سازمان ها شویم

نمونه بارز این جریان- توجه خاص پرزیدنت جیمی کارتر به مسئله حقوق بشر در ایران بود که هم اکنون وی از مشاوران پرزیدنت اوباما نیز هست اما آنچه که دیگر مورد توجه نیس ;ت حقوق بشر به ویژه در ایران است

ما حاضر نیستیم بازیچه دست چک های حقوق بشری باشیم

و همین جا- به همه ی آنانی که با نام فریبنده حقوق بشر در خارج از کشور ما را- و ملت ما را مورد معامله قرار میدهند هشدار میدهیم که دست از این بازی خطرناک بردارند و اجاز ه ندهند هزینه ی چند روزه زندگی آنان به قیمت زندگی یک ملت تمام شود

به همین دلیل ما مردم- باید و حتما تصمیم گرفته ایم روی پای خود بایستیم و بیش از هر زمان دیگر فریاد برآوریم ما هستیم.

جنبش ملی ما هستیم با احترام- اعتقاد و باور به حکومت ملت ایران- از هم اکنون با طرح برنامه های داخل و خارج از کشور همچنان پویا قدم برمیدارد که جزئیات برخی از این اقدامات به شرح زیر است

:در داخل کشور

یک: حمایت از خانواده ی زندانیان سیاسی- از هر طیف و گروه و اعتقادی

دو: نافرمانی مدنی به ویژه در افزایش ولتاژ برق در یک لحظه و ساعت معین

سه: اجتماع در بهشت زهرا به منظور تجلیل از شهدا

چهار: تحریم کالاهایی که توسط صدا و سیمای رژیم تبلیغ می شود

پنج: حمایت از 3 رنگ پرچم ملی در داخل کشور که نمی تواند مورد اعتراض ماموران قرار بگیرد

:اما در خارج از کشور

ما از شما هموطنان عزیز تنها و تنها یک درخواست داریم و آن این است ضمن احترام به نماد برگزیده ملت ایران در این مقطع زمانی- که همانا رنگ سبز است- شما با حفظ توام با قدرت پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران- که بیانگر هویت ملی ماست به رنگ سبز نیز بها دهید و این دو نشان را همراه با هم داشته باشید و توجه کنید که هم اکنون رنگ سبز- که نه رنگ موسوی و رفسنجانی بلکه نماد حضور مردم در این مقطع زمانی است- مانند پرچم شیر و خورشید مورد مخالفت رژیم است پس باید برای مبارزه با این مخالفت 3 رنگ سبز و سفید و سرخ در کنار پرچم شیر و خورشید گرامی بداریم.

هموطنان عزیز- جنبش ملی ما هستیم با اقتدار هرچه بیشتر برای احیای تمدن و فرهنگ ایران زمین تلاش خواهد کرد و مطمئن باشید بار دیگر سرافرازی از آن ایران و ایرانی خوا هد بود.

هستم اگر می روم گر نروم نیستم

ما هستیم

اعلامیه مبارزین داخل کشور:مکان تجمع روز6 و 7 شهریور

اعلامیه مبارزین داخل کشور:مکان تجمع روز6 و 7 شهریور

تجمعات اعتراضی بمناسبت اعتراض به دفن مخفیانه شهدای سبز در بهشت زهرا و اعلام حمایت از شیخ اصلاحات در مورد تجاوز به زندانیان
این اعلامیه از سوی فعالین داخل کشور برای کلیه سایتها ارسال شده است
اطلاع رسانی کنید

با توجه به اینکه دو ماه سابقه تجمعات نشان داده که تجمعات شبانه چندین برابر
تجمعات روزانه موفق بوده و همچنین ادامه دار بودن تجمعات باعث زدن ضربه سنگین به
جبهه مقابل خواهد بود ، تجمع روز6 و 7 شهریور در ساعت 6 غروب در تهران و سایر
شهرهای ایران در مکانهای زیر برگزار خواهد شد :
تهران (میدان ولیعصر – میدان ونک – میدان سرو – پل گیشا – میدان صادفیه – فلکه دوم
تهرانپارس – میدان هفت حوض – بازار دوم نازی آباد – میدان خراسان )
شيراز : فلکه گاز ( بلوار ملاصدرا – فلکه نمازي ) ….
مشهد : فلکه تقی آباد ( بلوار سجاد ، پارک ملت) …
اصفهان : هتل پل (چهارراه نظر-نظر غربی-فلکه فیض ) …
تبريز : میدان ولیعصر ( ميدان دانشسرا –ميدان قونقا ) …
گرگان : خيابان شاليکوبي ( بلوار ناهارخوران )…
اهواز : فلکه سوم کیانپارس ( زيتون کارمندي – چهارراه نادری)…
اروميه : خیابان خیام ( میدان مرکزی )…
يزد : پارک آزادگان ( میدان اطلسی )…
بندرعباس : مقابل مجتمع ستاره جنوب ( ميدان وليعصر)…
رشت : سبزه میدان ( ميدان لاکاني – پارک شهر )…
بوشهر : ميدان امام ( خيابان مطهري)…
اراک : ميدان باغ ملي ( دروازه تهران)…
کرمانشاه : میدان مصدق ( چهارراه جوانشير)…
قم : ميدان سعيدي ( ميدان مطهري)…
قزوين : ميدان عارف قزوینی (ميدان آزادی)…
اردبيل : میدان آزادی (چهارراه امام)…
همدان : ميدان بوعلی (ميدان امام)…
ايلام : ميدان امام (چهارراه جمهوري)…
کرمان : میدان آرادی (ميدان باغ ملي)…
خرم آباد : ميدان آزادي ( پارک شريعتي)…
سنندج : ميدان اقبال ( پارک استقلال)…
بيرجند : ميدان دوم رحيم آباد ( ميدان اول)…
بجنورد : روبروي مجتمع ارم (چهارراه مخابرات)…
ساري : سه راه قارن ( فلکه ساعت)…
سمنان : ميدان معلم (ميدان مطهري)…
ياسوج : ميدان هفت تير ( پارک چمران)…
زاهدان : پاساژ قائم ( ميدان آزادي)…
زنجان : سبزه ميدان (حسينيه اعظم)…
شهرکرد : ميدان فردوسي ( چهارراه بازار)

17شهریور؛ فراخوان به تظاهرات در میدان شهدا (میدان ژاله)


وحدت عمل و فراخوان به تجمع

از فرداي انتخابات مردم با حضور در خيابانها (تجمع ميليوني مردم در 25 خرداد) خواهان پس گيري راي خود شدند ولي مامورران دستگاه حاكميت اين تجمع آرام مردم را تاب نياورد و رهبر حكومت نيز با سخنراني خود در نماز جمعه 29 خرداد ضمن تاييد انتخابات و تهديد آشكار مردم، چهره زشت خود را نشان داد. و فرداي آن روز مردم را در تهران و چند شهر ديگر به خاک و خون كشيدند. پس از آن مردم به خواسته هاي حداقلي بسنده نكرده و با شعار مرگ بر خامنه اي و به مرور با طرح شعار زيبا و بجاي استقلال آزادي جمهوري ايراني در روز 8 مرداد خواستار بازگشت به هويت ايراني و كشوري بدون دخالت مذهب در سياست شدند. حال وظيفه تک تک ما ايرانياني كه به فكر ايراني آباد و آزاد و به دور از تعصبات ديني و قومي هستند اين است كه با مردمي كه در خيابانها هستند همراه و همگام شويم و تا نابودي كامل رژيم از پاي ننشينيم.

بزرگترین اجتماع و تظاهرات و راهپیمایی
17 شهریور 1388
یاد آوری 17 شهریور زمان انقلاب
میدان شهدا تهران یا میدان ژاله سابق

از همین امروز شروع کنیم به تبلیغ برای تظاهرات 17 شهریور در میدان شهدا تهران

از سرتاسر ایران به تهران بیایید

سعی کنیم بزرگ ترین تجمع و تظاهرات را داشته باشیم

این خبر را به همگان برسانید

محل های شروع راهپیمایی :

میدان خراسان به سمت میدان شهدا ساعت 17

میدان امام حسین به سمت میدان شهدا ساعت 17

میدان بهارستان به سمت میدان شهدا ساعت 17

خیابان پیروزی چهار راه کوکاکولا به سمت میدان شهدا ساعت 17

میدان انقلاب به سمت میدان شهدا ساعت 17

از همین امروز اطلاع رسانی را شروع کنید

به امید آنکه زودتر پیروز شویم

۱۳۸۸ مرداد ۲۴, شنبه

چند سوال از اکبر گنجی


نوشته: حسن داعی

اکبر گنجی در مقاله جدید خود و با لحنی آمرانه خطاب به هموطنان خارج از کشور میگوید: "از همین لحظه به طور شفاف و به صراحت تمام اعلام می کنیم: اول- شعار کمپین "جنایت علیه بشریت" به شرح زیر است: جنگ؟ نه. تحریم اقتصادی؟ نه. محاکمه ی سران رژیم به جرم "جنایت علیه بشریت" ؟ آری. دوم- نماد کمپین "جنایت علیه بشریت"، سبز سبز است و ما هیچ پرچمی، جز نماد سبز بالا نخواهیم برد."1



در اینجا چند سوال ساده که به ذهن من و بسیاری دیگر از هموطنان رسیده را فهرست وار بیان میکنم تا درصورتیکه ایشان ضرورتی به پاسخگوئی دید، اقدام فرمایند:



• منظور اکبر گنجی از "کمپین جنایت علیه بشریت" کدام است و رابطه آن با جنبش سبز در خارج و داخل چیست؟ به بیان دیگر، ایشان دقیقا سخنگوی کدام جریان و کدام دسته از ایرانیان است؟ پاسخ به این سوال از این جهت ضروری است که در جریان اعتصاب غذای نیویورک که به ابتکار گنجی و دوستانش برگزار شد، حمید دباشی یکی از سخنگویان این حرکت، در مصاحبه روز 22 جولای با بی بی سی گفت: "ما به نمایندگی از طرف همه ایرانیان خارج از کشور در اینجا هستیم.... مردم ایران از اوباما هیچ توقعی ندارند جز اینکه فقط ناظر باشه."2چه کسی به ایشان یا حمید دباشی اجازه نمایندگی از طرف همه ایرانیان خارج از کشور را داده و مردم ایران به چه طریق درخواست خود برای بیطرفی اوباما را به ایشان اطلاع داده اند؟



اکبر گنجی در مصاحبه ایکه دو روز پیش با یکی از تلویزیون های چپ آمریکا بنام Democracy Now داشت، ضمن اشاره به کمپین جدید خود و اعتصاب غذای نیویورک، با تحریم اقتصادی مخالفت کرد. بلافاصله پس از این مصاحبه، سایت وابسته به تریتا پارسی، با تیتر درشت نوشت: "اکبر گنجی: اپوزیسیون مخالف تحریم است"3



آیا اکبر گنجی سخنگوی اپوزیسیون جمهوری اسلامی است؟ اگر گنجی خود را نماینده جنبش سبز در خارج از کشور میداند، مشکل بازهم بیشتر میشود. همانظور که میدانیم، محسن مخملباف به نمایندگی از طرف میرحسین موسوی در پارلمان اروپا سخنرانی کرد و از غرب خواست تا جمهوری اسلامی را هم تحریم سیاسی و هم تحریم اقتصادی کند. بنابراین، مواضع گنجی با مخملباف از زمین تا آسمان متفاوت است. بنابراین باید پرسید که ایشان سخنگوی چه کسی در خارج از کشور است؟



اگر میزان شرکت کنندگان در اعتصاب غذای نیویورک را معیار سنجش قرار دهیم، با وجود دهها اعلامیه و بیانیه و با اینکه هنرمندان محبوب ایرانی نیز درآن حضور یافته و برخی از ستارگان هالیوود نیز ازآن حمایت کردند، کل شرکت کنندگان در این گردهم آئی از چند صد نفر تجاوز نمی کرد. تعداد خبرنگاران و نمایندگان رسانه هائی که برای پوشش این حرکت در این سه روز به محل اعتصاب آمدند، بیشتر از تعداد کسانی بود که یا اعلامیه اعتصاب غذا را امضاء کرده یا از آن حمایت کرده بودند. آیا این محبوبیت ناچیز در میان ایرانیان خارج از کشور به اکبر گنجی جسارت بیاناتی چنین آمرانه و بازی کردن نقش سخنگوی ایرانیان خارج از کشور را میدهد؟ ناگفته نماند که محبوبیت گنجی در میان روشنفکران بین المللی بسیار بیشتر از مقبولیت ایشان در میان ایرانیان است.


• ایشان در نامه خود به سازمان ملل و در مقالات و سخنرانی های مکرر، بارها و بارها از جنایات این حکومت سخن گفته اند. شهرت اولیه اکبر گنجی نیز بخاطر شهامت ایشان در افشاگری علیه هاشمی رفسنجانی بود. اگر گنجی روزی بعنوان شاهد یا شاکی در مقابل دادگاه بین المللی قرار گرفت تا علیه جنایات حکومت ایران سخن گوید، آیا حاضر است در مورد جنایات دهه اول انقلاب که سیاه ترین دوران جمهوری اسلامی است سخنی بر زبان آورد؟



در اینصورت، آیا بهتر نیست که قبل از رسیدن به دادگاه فرضی که سالها از آن فاصله داریم، اکبر گنجی یکبار برای همیشه در مورد این بخش از جنایات رژیم ایران سخن گوید و در مورد نقش روح الله خمینی، دوستان دوم خردادی خویش و بخصوص نقش خودش در این جنایات مخوف سخن گوید؟ آیا مردم ایران محرم تر از قضات دادگاه بین المللی نیستند؟ آیا می توان نقش رهبری جنبش را بازی کرد و گذشته خود و دوستان خود را از مردم پنهان نمود؟ آیا میتوان بعنوان شاکی در این دادگاه حضور یافت ولی در بخش هائی از این جنایات شریک بود؟ کمترین انتظار از گنجی این است که ایشان ضمن بازگشائی دوران سیاه دهه شصت، به نقش مستقیم خود و دوستانش اعتراف کرده و از قربانیان این دوره وحشت و ترور (نسل های کنونی و آینده مردم ایران و همچنین مردم منطقه خاورمیانه و جهان اسلام و همه ساکنان کره خاکی که از بنیادگرائی و تروریسم این حکومت صدمه دیده اند) طلب بخشش نماید.



• اکبر گنجی با تحریم اقتصادی علیه حکومت ایران مخالف است. این عقیده ایشان است و برخی دیگر از هموطنان نیز با ایشان هم عقیده اند. آیا ایشان فقط با تحریم اقتصادی مخالف است یا با دادن امتیاز از طرف غرب به حکومت آخوندی نیز مخالفت میکند؟ خود ایشان در سخنرانی معروف خود در شورای روابط خارجی آمریکا، از غرب خواست که برای حل مسئله اتمی، جمهوری اسلامی دست از غنی سازی بردارد و در مقابل، غرب نیز تضمین های امنیتی به جمهوری اسلامی بدهد.4 منظور ایشان از این تضمین ها چیست؟ آیا این امتیاز دادن به جمهوری اسلامی نیست؟ کدامیک بدتر است، تحریم های نفتی که سختی هایی برای هموطنان بوجود میآورد یا تضمین های امنیتی که عمر حکومت را افزایش داده و سختی های طولانی تری را نصیب ملت میکند؟



اکبر گنجی معتقد است که غرب نباید به تحریم نفتی این حکومت اقدام کند. جای این سوال باقی است که آیا حراج سرمایه های مردم ایران، نابود کردن ذخیره های کشور و صرف پول آن برای دستیابی به بمب اتم، تروریسم، رشد بنیادگرائی در منطقه، خرج صدها میلیون دلار برای لابی در آمریکا و در یک کلام تلاش برای بقای حکومت ، خیانت به نسل های کنونی و آینده کشور نیست؟ ضرر کدامیک برای مردم بیشتر است، تحریم نفتی یا بنزینی و سختی های ناشی از آن یا ادامه فروش نفت و کمک به بقای این حکومت؟



• اکبر گنجی در بسیاری از سخنرانی ها و مقالات خویش، با حمایت دولت ها و محافل غربی و بخصوص آمریکایی از جنبش مردم ایران یا کمک احتمالی به هر گروه اپوزیسیون مخالفت کرده است. کافی است به فعالیت های تریتا پارسی و لابی رژیم در کنگره آمریکا نگاه کنیم تا استفاده آنان از نوشته های گنجی در این زمینه را بطور مکرر مشاهده نمائیم. آیا این دستور العمل یعنی حرام بودن دریافت کمک از محافل غربی، شامل خود گنجی و دوستان ایشان نیز میشود یا خیر؟ در اینجا بطور مشخص از ایشان درخواست میکنم که برای شفافیت و پاسخگوئی به هموطنان، لیست افراد، بیناد ها و سازمانهائی که در چند سال گذشته به ایشان کمک مالی و سیاسی کرده اند را به اطلاع مردم ایران برسانند. آنانی که در آمریکا زندگی و فعالیت سیاسی میکنند بخوبی واقفند که شفافیت در مورد روابط سیاسی و مالی، از پایه ای ترین اصول دموکراسی و صداقت با مردم است.



• سیاست اصلی آمریکا در سی سال گذشته، پرهیز از سرنگونی رژیم و بجای آن، حمایت از جناحهای باصطلاح مدره یا اصلاح طلب حکومتی در ایران بوده است. بدین ترتیب، جناح موسوم به دوم خرداد از دوازده سال پیش تا کنون مورد حمایت مستقیم آمریکا و اروپا قرار داشته است. بنظر آقای گنجی آیا این مقوله نیز جزو دخالت آمریکا در امور ایران محسوب میشود و باید محکوم شود یا اینکه فقط باید آن بخش از دخالت های آمریکا را محکوم کنیم که متمایل به سرنگونی حکومت ایران است؟ آیا کمک آمریکا به حفظ و بقای این حکومت، یعنی حمایت از یک جناح حکومتی در ایران، دخالت در سرنوشت ایران و ایرانیان هست یا خیر؟



• بسیاری از همکاران و متحدان اکبر گنجی، منجمله برخی از برگزار کنندگان اعتصاب غذای نیویورک کسانی بوده اند که در چند سال گذشته تحت نام مبارزه با جنگ و تحریم، مشغول کمک به جمهوری اسلامی، فریب و جذب گروههای صلح طلب آمریکا و همچنین دروغگوئی به افکار عمومی در مورد ماهیت حکومت ایران و برنامه هسته ای آن بوده اند. این افراد ضمن کمک به بقای این رژیم قرون وسطائی، باعث شده اند که جمهوری اسلامی چهار سال برای برنامه اتمی اش وقت بخرد. لیلا زند یکی از رهبران این نوع فعالیت های بظاهر صلح طلبانه در آمریکاست که در مقاله چند روز پیش خود به لابی و کمک به حکومت ایران و شخص احمدی نژاد اعتراف میکند:5



"در چند سال گذشته، ما اینجا در آمریکا، از آقای احمدی نژاد و سیاست های وی از هر طریق ممکن که فکر میکردیم به مردم ایران کمک کند حمایت کردیم. ازآنجا که ما انتخاب مردم ایران (انتخاب احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور) را محترم می شمردیم، طی چهار سال گذشته به مقابله با هر حرکت غیر منصفانه و توهین کننده ای که علیه ایشان بعنوان ریئس جمهور منتخب ایران بود برخاستیم.



ما برای حمایت از احمدی نژاد تظاهرات براه انداختیم. با سناتورها و نمایندگان کنگره ملاقات کردیم تا از ایران و رئیس جمهورش و سخنرانی های وی دفاع کنیم. ما مقالات زیادی در دفاع از وی نوشتیم بخصوص هنگامیکه وی در سال 2007 در دانشگاه کلمبیا رفت و مورد حمله بی ادبانه رئیس دانشگاه کلمبیا قرار گرفت. هنگامیکه وی سال بعد به آمریکا آمد و با لاری کینگ در تلویزیون سی ان ان مصاحبه کرد برایش دست زدیم. ما برای وی یک جلسه دیدار بسیار محترمانه با بسیاری از گروههای صلح طلب برگزار کردیم تا دیالوگ را ترویج دهیم.



ما دلمان میخواست که همه بدانند که ما از سیاست های تهدید آمیز آمریکا علیه ایران حمایت نمی کنیم. ما با احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور ایران به گفتگو نشستیم. ما همه این اقدامات را فقط به این خاطر که به آقای احمدی نژاد مربوط میشد انجام دادیم بلکه ما در کنار کسی نشتستیم که رئیس جمهور یک کشوری است که مردمش مورد تهدید قرار گرفته اند. ما این کار را برای هر ایرانی که در داخل کشور است انجام دادیم زیرا ما هوش و انتخاب ایرانیان (انتخاب احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور) را محترم می شماریم.”



نظر اکبر گنجی در مورد لابی چهار ساله دوستان و متحدان سیاسی اش برای کمک به جمهوری اسلامی چیست؟ آیا این گونه دخیل بستن به آمریکا برای برداشتن فشار از روی جمهوری اسلامی وطن پرستانه است؟ آیا آندسته از محافل و بنیادهای آمریکائی که حامی این لابی باصطلاح ضد جنگ و تحریم هستند، همانهائی نیستند که در این سالها از اکبر گنجی حمایت کرده اند؟



پاورقی:


1. مقاله اکبر گنجی در سایت اخبار روز http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=23200



2. مصاحبه تلویزیونی حمید دباشی با بی بی سی http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/07/090722_ir88_hunger_strike_ny.shtml



http://niacblog.wordpress.com/2009/08/12/ganji-opposition-opposes-economic-sanctions/#comment-2986


4. مقاله اکبر گنجی به انگلیسی http://bostonreview.net/BR32.3/ganji.html



5. مقاله لیلا زند به انگلیسی http://forpeace.net/blog/leila-zand/irans-crisis-does-it-feel-velvet






نوشته: حسن داعی



http://www.iranianlobby.com/


مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با اشپیگل:رسالت من با آزادی ایران به پایان می رسد


ایران ب ب ب
حالا جهان می‌تواند به روشنی ببیند که چگونه آیت‌الله و روحانیان تشنه قدرت از اعتقادات مردم سوء استفاده کردند تا این دروغ بزرگ را که آنها مشروعیت خود را از اسلام دارند، به مردم قالب کنند. دوران این توهم که تنها یک نفر، یعنی خامنه‌ای، می‌تواند به نام خدا قدرت حکومتی را کسب کند، بسر آمده است. اینک بالاترین رهبر مذهبی مشروعیت مردمی خود را از دست داده است. و از آنجا که کم نیستند در میان اعضای ارتش و پاسداران انقلاب که هوادار رهبران مذهبی‌ای هستند که خامنه‌ای را به چالش می‌کشند، پس وی نمی‌تواند حتی روی این حساب باز کند که بتواند یک دیکتاتوری نظامی را برای مدتی طولانی سر پا نگاه دارد.

==================
اشپیگل آنلاین در گفتگویی که با شاهزاده رضا پهلوی در روز 13 اوت منتشر کرده است، به پشتیبانی او از مخالفان رژیم ایران و هم چنین اطمینان شاهزاده رضا پهلوی به اینکه روزی به میهن‌اش باز خواهد گشت، می‌نویسد. این گفتگو را می‌خوانید:

اشپیگل آنلاین: آیا شما با اصلاح‌طلبان و معترضان در ایران تماس دارید؟

شاهزاده رضا پهلوی: من از بیست و نه سال پیش به عنوان مخالف حکومت دینی در ایران فعالیت سیاسی دارم و بیشترین وقت خود را در ارتباط با مردم ایران می‌گذرانم. نه تنها با اصلاح‌طلبان و مخالفان، بلکه هم چنین با مردم عادی ایران که در خاموشی، از بی‌عدالتی و وضعیت نابسامان اجتماعی و اقتصادی رنج می‌کشند. برای من آنها در اولویت قرار دارند.

س: منظورتان این است که شما مستقیم و شخصا درگیر آنچه هستید که در ایران می‌گذرد؟ مگر نه اینکه تظاهرکنندگان می‌خواهند رژیمی را سرنگون کنند، که به نوبه خود پدر شما را سرنگون کرد؟

ج: جنبشی که در روز 12 ژوئن [22 خرداد] متولد شد، بیشترین پشتیبانی را از سوی همه مردم ایران دریافت کرده است. من هم به سهم خود از جنبش مردم حمایت کرده و تلاش می‌کنم صدای آزادیخواهانه آنها را به گوش جهان برسانم.

س: جدیدترین چیزی که شما از ایران می‌شنوید، چیست؟

ج: جدیدترین پدیده این است که روحانیان عالیرتبه آشکارا علیه آیت‌الله خامنه‌ای حرف می‌زنند. منظورم روحانیانی هستند که مرجع تقلیدند و نه فقط به دلیل دانش [مذهبی] و صداقت خود مورد قبول‌اند، بلکه هم چنین به دلیل استقلال‌شان از دولت مورد توجه قرار دارند.

س: از نظر شما بین روحانیان ایران شکاف افتاده است؟

ج: مسلم است. روحانیان وابسته به حکومت که به شهر مقدس قم و مدرسه‌های آن که آشکارا مورد حمایت مالی و قدرت دولتی قرار دارند، وارد می‌شوند، مورد تأیید روحانیان مستقل نیستند چرا که روحانیان حکومتی، به قدرت بیش از تقوا و ایمان علاقه دارند. در نخستین روزهای حکومت دینی، این دوگانگی چندان مشخص نبود. حالا اما با انبوه مردمی که به خیابانها آمده‌اند و به فرمان بالاترین مقام مذهبی به طرزی خشونت‌آمیز سرکوب می‌شوند، فاصله بین این روحانیان بیشتر شده است. روحانیان نمی‌توانند بیش از این سکوت کرده و تماشا کنند که چگونه به نام اسلام در زندانها شکنجه و تجاوز می‌شود. این روحانیان برخلاف ملایان حکومتی از سوی مردم پشتیبانی می‌شوند و نمی‌توانند از احساسات مردم فاصله زیادی بگیرند.

س: آیا این همه به معنی تغییر این دوران است؟

ج: حالا جهان می‌تواند به روشنی ببیند که چگونه آیت‌الله و روحانیان تشنه قدرت از اعتقادات مردم سوء استفاده کردند تا این دروغ بزرگ را که آنها مشروعیت خود را از اسلام دارند، به مردم قالب کنند. دوران این توهم که تنها یک نفر، یعنی خامنه‌ای، می‌تواند به نام خدا قدرت حکومتی را کسب کند، بسر آمده است. اینک بالاترین رهبر مذهبی مشروعیت مردمی خود را از دست داده است. و از آنجا که کم نیستند در میان اعضای ارتش و پاسداران انقلاب که هوادار رهبران مذهبی‌ای هستند که خامنه‌ای را به چالش می‌کشند، پس وی نمی‌تواند حتی روی این حساب باز کند که بتواند یک دیکتاتوری نظامی را برای مدتی طولانی سر پا نگاه دارد.

س: ولی به نظر می‌رسد که رژیم کار خود را پیش می‌برد.

ج: بهترین واژه برای توضیح موقعیت سیاسی در ایران این است که رژیم مات شده است. راه پس و پیش ندارد.

س: شما نقش رؤسای جمهوری پیشین، خاتمی و رفسنجانی را چگونه می‌بینید؟ فکر می‌کنید انتقاد آنها تأثیری داشته است؟

ج: موضوع بر سر این نیست که آنها چه تأثیری می‌گذارند، بلکه بر سر این است که آنها به نوبه خودشان تا چه اندازه از خشم مردم و انتقاد به آیت‌الله خامنه‌ای تأثیر پذیرفته‌اند. ولی من خوشحالم از اینکه آنها دارند در جهت درست حرکت می‌کنند و امروز این را درک می‌کنند که یا باید در کنار مردم باشند و یا در کنار خامنه‌ای.

س: ولی آیا کار بیشتری از دست آنها بر نمی‌آید؟

ج: من امیدوارم که آنها سریعتر و بیشتر از دوگانگی ویژه خود فاصله بگیرند و آنچه را غلط است به صراحت بیان کنند. نه تنها فقط در مورد تصمیمات خامنه‌ای، بلکه درباره کل نظامی که در آن یک نفر می‌تواند شش نفر دیگر را مستقیم و شش نفر دیگر را غیرمستقیم گزینش کند و بعد آن دوازده نفر تصمیم بگیرند که چه کسی می‌تواند نامزد ریاست جمهوری و یا مجلس بشود یا نشود. همان یک نفر است که می‌تواند رئوس نیروهای نظامی، قوه قضاییه، رادیو و تلویزیون و هم چنین بسیاری از مسئولیت‌های دیگر را تعیین ‌کند.

س: چه نقشی اینترنت و رسانه‌های بین‌المللی در این بحران بازی می‌کنند؟

ج: ممنوعیت خبررسانی توسط رسانه‌های بین‌المللی از سوی رژیم، راه و روشی که در برخورد با خبرنگاران در پیش گرفته است، محدودیت شدید فعالیت آنها و اینکه آنها را جاسوس امپریالیسم قلمداد می‌کند، همگی نشان می‌دهد که این رسانه‌ها تا چه اندازه می‌توانند مؤثر باشند.

س: ولی آیا رسانه‌ها خیلی زود پای خود را کنار نکشیدند؟ شما چه انتظاری از رسانه‌ها دارید؟

ج: نخست اینکه زیرپا نهادن حقوق بشر را در ایران افشا کنند. دوم، آنها می‌توانند از طریق پخش خبر، به مردمی که حاکمانشان با ناکامی تلاش می‌کنند آنها را در سکوت و بی‌خبری نگاه دارند، امید بدهند. رسانه‌ها می‌توانند پرده سیاه سانسور را کنار بزنند.

س: شما این موضوع را که با سازمان سیا تماس دارید، تکذیب کردید. ولی با این همه با دولت آمریکا در ارتباط هستید، مگر نه؟

ج: بخشی از وظایف من این است که در صورت لزوم با تصمیم‌گیرندگان سیاسی در تمامی جهان به مشاوره بپردازم. از این زاویه است که من از امکانات مختلف استفاده می‌کنم تا شخصیت‌ها را مطلع ساخته و با آنها درباره مسائل ایران به گفتگو بپردازم.

س: شما از سالها پیش در مریلند زندگی می‌کنید. با این همه موقعیت کنونی را «موقتی» می‌نامید. خانه شما کجاست؟

ج: همه جای ایران خانه من است. آنجا تنها میهن حقیقی من است.

س: آیا امروز امید شما برای بازگشت به ایران بیش از گذشته است؟

ج: من همیشه به این موضوع امیدوار بودم! برای من پرسش هرگز این نبود که آیا به میهنم باز می گردم یا نه، بلکه این بود که کی این بازگشت صورت خواهد گرفت.

س: دلتان می‌خواهد بیشتر در چه نقشی به ایران باز گردید؟ یک نقش سیاسی یا خصوصی؟

ج: رسالتی که برای خود قائلم، با آزادی ایران و زمانی که هموطنانم بتوانند رهبری خود را آزادانه انتخاب کنند، و یک نظام سیاسی دمکراتیک را به انتخاب خودشان تعیین نمایند، پایان می‌گیرد. از آن پس هموطنانم هستند که نقش مرا تعیین خواهند کرد. من به آنها در هر مسئولیتی که بخواهند، خدمت خواهم کرد.

س: آیا به نظر شما واقعا میرحسین موسوی، نامزد شکست‌خورده انتخابات ریاست جمهوری، بهتر از احمدی‌نژاد، نامزد پیروز انتخابات است و یا اساسا با او تفاوت دارد؟

ج: احمدی‌نژاد حقه‌بازی می‌کند، دروغ می‌گوید و در انتخابات تقلب می‌کند. موسوی از تهدیدات بالاترین مقام رهبری روحانی ترسی ندارد. او هنگامی که خواستار شمارش دوباره آرا در شرایط عادلانه و بی‌طرفانه شد، از خود شجاعت نشان داد. البته که بین این دو نفر تفاوت اساسی وجود دارد. اما شما باید موقعیت دشوار موسوی را درک کنید. در حال حاضر وی تا زمانی که یقین نکرده است مبارزه مردم ادامه خواهد یافت، نمی‌تواند آنچه را بگوید یا انجام بدهد که می‌خواهد.

س: فکر می‌کنید ایران باید اجازه داشته باشد که برنامه اتمی خود را پیش ببرد؟

ج: شما نباید فراموش کنید که حق ایران در استفاده غیرانظامی از برنامه هسته‌ای هرگز از او سلب نشده بود تا زمانی که این رژیم دینی پیدا شد. همان کشورهایی که امروز با تحریم دست به تنبیه ایران زده‌اند، در فروش تکنولوژی و رآکتور اتمی به کشور ما با یکدیگر رقابت می‌کردند. هیچ دولت خارجی واقعا هرگز نگفت که ایران حق برخورداری از تکنولوژی اتمی را برای استفاده غیرنظامی ندارد. مشکل در سرشت این رژیم و اهداف غیرقابل اطمینان آن است. جهان برای اعتماد نکردن به رژیمی که تروریست‌ها را در خارج حمایت کرده و همزمان جامعه خودش را سالهاست سرکوب می‌کند، دلایل خوبی در دست دارد. اظهارت نگران‌کننده برخی از زمامداران کلیدی نظام در رده‌های رهبری نیز این آتش را دامن می‌زنند.

س: به این ترتیب پاسخ شما مثبت است؟

ج: موضع من ساده است: ایران به عنوان کشوری که پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را امضا کرده است، حق دارد برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز خود را داشته باشد. ولی دولت‌های دمکراتیک آینده باید دامنه و امکانات عملی چنین برنامه‌هایی را بر بستر نیازمندی‌های ما به انرژی بررسی کنند و همزمان اعتماد کامل جامعه جهانی را تأمین نمایند.

س: آیا به نظر شما تاریخ درباره پدر شما و حکومت وی ناعادلانه قضاوت کرده است؟

ج: تاریخ تازه باید درباره این دوره از تاریخ قضاوت کند. با توجه به نبود مباحثه همگانی و علنی در این مورد، تا کنون این امکان وجود نداشته است که بتوان نظرات واحساسات را در این باره سنجید. چیزی که من می‌توانم به شما بگویم این است که بسیاری از ایرانیان، از جمله نسل جوان، که هرگز آن دوره را تجربه نکرده است، از زاویه‌ای به قضایا نگاه می‌کند که با آنچه تبلیغات مسموم رژیم تلاش کرده است در سر آنها فرو کند، تفاوت دارد.

س: ولی تصویری که از پدر شما وجود دارد، همه چیزش به تبلیغات مربوط نمی‌شود.

ج: با توجه به منابع تدارکاتی و مالی که در یک کشور نفت‌خیز و انقلابی به کار گرفته شد تا پدر مرا بدنام کنند، به نظر من هیچ انسان منصفی نمی‌تواند بگوید که دوستان و دشمنان وی تا کنون دسترسی برابر به بارگاه دادگاه افکار عمومی و یا به صفحات تاریخ را داشته‌اند. من انتظار ندارم تا زمانی که هر دو طرف حق برابر در اظهار نظر نداشته باشند، قضاوت عادلانه‌ای صورت گیرد.

============

Wednesday, August 12th, 2009 - Spiegel Online International
Reza Pahlavi, son of the late shah of Iran, has lived in exile in the United States since 1979. In an interview with SPIEGEL ONLINE, he reveals how he has aided the recent opposition protests, why he believes Ayatollah Ali Khamenei has lost his legitimacy as supreme leader and his hopes of returning home. SPIEGEL ONLINE: Mr. Pahlavi, are ...
http://www.rezapahlavi.org/media/pdf/334_Spiegel_Online_International_081209.pdf

پیام شاهزاده رضا پهلوی در مورد بازنگری جنبش آزادیخواهانۀ ملت ایران


۲۳ امرداد ماه ۱۳۸۸
هم میهنان عزیزم،

سی سال سرکوب نتوانست میل به آزادی را در قلب شما فرو کُشد. سی سال ستم، سی سال دروغ، سی سال انحطاط نظام خودکامۀ ولایت، که خود برایندی بوده و هست از یک فریب بزرگ، و امروز نیز، چون همان روز آغازاش، دریای ژرف پلیدی هاست، در همۀ عرصه ها شکست خورده است؛
امروز دیگر هیچ آزاده ای در جهان نیست، که در سیمای این نظام واژگونه اندیش بنگرد، و تجسم کژی، تاریکی، و بدی را، در چهره اش نبیند.

ایرانیان،

امروز، جنبش بیداری ما، که برآمدی است از هزاران سال بیداری تمدن پُر شکوه ایرانزمین، جهان را سراپا بیدار کرده است. و این چنین است که جهانِ بیدار شده، به پایداری ما در برابر زور و خشونت برهنه، به «نه ی» بزرگ ما به دروغ، و به «آری» گفتن مان به خِرَد و مِهر و آگاهی، به دیدۀ احترام می نگرد.
امروز دیگر هیچ کس شکی در این ندارد، که ایرانی را نمی توان در تاریکی به بنداش کشید و صدای اش را کُشت. امروز دیگر از شرق تا غرب، و از شمال تا جنوب، همۀ دولت ها می دانند، که ملتی چنین آزاده و دلیر را، به هیچ بهانه ای نمی توان دور زد و نادیده اش گرفت.

جوانان آزادۀ ایرانزمین،

جنبش دموکراسی خواهی شما، به عنوان یک جنبش اصیل و ملی، به عنوان یک جنبش شاد و خِرَدگرا، و به عنوان یک کوشش روشنگرانۀ بزرگ که از سرچشمۀ والاترین ارزش های ملی سیراب می شود، نه تنها بَری از هرگونه وابستگی به هر نیروی بیگانه است، بلکه در درون نیز، به هیچ کس جز یکایک شما پویندگان راستین راه آزادی که سازندگان ایران خوشبخت فردا هستید، تعلق ندارد.
در این هیچ شکی نداشته باشید که آن آتش مِهر و خِرَدی که امروز از سوی شما روشن شده است، چراغ راه آیندگان تان خواهد بود. در این هیچ شکی نداشته باشید که هزینۀ گرانی که تا به امروز پرداخته اید، سرمایۀ نیک بختی فرزندان تان خواهد بود تا که در جهانی خُـرم تتر و پیـرامونی انسانی تر زندگی کنند. ولایت ستم، نیز در برابر شما کمر خم کرده است، و من دور نمی بینم آن فردای خجسته ای را، که این وحشت منظم، در برابر چشمان ما و جهان، در تمامیت اش فرو شکند.

هم میهنانم،

جنایاتی که امروز در بازداشتگاه های نظام انقلابی بر فرزندان این مرز و بوم می رود، جنایاتی که واپسین پرده های شرم را نیز فرو دریده اند و حتی قداست پیکر پسران و دختران جوان این میهن را نیز لگد مال می کنند، حلقه ای است از یک زنجیر ستبر جنایت، که سردمداران رژیم، سی سال است در بافتن اش کوشیده اند.
جوانان و روشن اندیشان ایرانزمین،

نظام ولایت مطلقۀ فقیه، نه فقط در این یا آن دولت اش، بلکه در گوهراش، یک کودتای ولایی ست علیه شعور آدمیت و خِرَد خودمختار انسان. و اینچنین است که آنچه که در بیدادگاه ها و تاریک خانه های این نظام قرون وسطایی می بینیم، نه یک رویداد غیرعادی، بلکه نتیجۀ منطقی یک دستگاه تام گرا، خِرَد ستیز، و ضد مردمی است.

هم میهنانم،

از درون «هیچ» چیزی جز «هیچ» نزاید، و از درون آن «هیچ بزرگ» که خمینی پایه اش گذاشت، چیزی جز همین «هیچ بزرگ و آلوده به ننگ» که اینک رژیم خامنه ای در اعتراف خانه های انسان شکن اش به نمایش می گذارد، نمی تواند برون آید.
قانون اساسی این نظامِ استوار بر کودتا و یخ زدگی فکری، چیزی جز «گورستان حقوق بشر» و «تابوت ارزش های جهان مدرن» نیست. از درون این نظام، که بُن بستی است در تاریکی، هیچ راهی به روشنی نمی برد.

ایرانیان،

راه رهایی ما از دو سو روشن است و به باور من، استوار بر دو «نه ی» بزرگ: نه به جمهوری اسلامی، در تمامیت اش، و نه به هرگونه مبارزه ای که به خشونت آلوده باشد. هر که در این راه بی بازگشت گام بردارد، با هر پیشینه ای، مقدم اش مبارک است، چرا که در فاصلۀ میان این دو «نه ی» بزرگ است، که جنبش آزادی خواهی نسل نوین ایرانزمین، به دو «آری» بزرگ خویش که همانا عالی ترین هدف های اش به شمار می روند، دست خواهد یافت: جدایی دین از حکومت، و برپایی حکومت قانون.

هم میهنانم،

راه رستگاری ما، فارغ از هرگونه پیشینۀ سیاسی و وابستگی عقیدتی، در همبستگی ماست. و همبستگی ما تنها هنگامی می تواند به رستگاری راستین و نیکی همگانی مان بینجامد، که همبستگی ای باشد برآمده از چهار رکن: آگاهی، بخشش خردمندانه، شفافیت در بیان، و پایفشاری بر اصول.

ایرانیان،

تنها با همبستگی و همدلی ای از این دست است که می توانیم، از تکرار اشتباهات گذشته مان جلوگیری کنیم. در این راه پر فراز و نشیب، من با شما هستم. ما، در کنار هم ایستاده ایم و به یاری یکدیگر پیروز خواهیم شد.

پیروزی از آن ماست
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

شناسایی یکی دیگر از مزدوران رژیم ولایت فقیه


ارسال از ایران یار
حاج آقا "احمد ابريشمچی"سرمایه دار بزرگ و مالک شرکت نوکیا در ایران کسی که سيستمهای پيشرفته فيلترينگ و شنود را وارد کرد.

حاج آقا "ابريشم چی" صاحب "نوکيا" در ايران سالهاست که از رفقای آيت الله هاشمی شاهرودی ( رئيس قوه قضائيه ) کنونی (به گفته بعضی داماد وی) و رئيس قبلی قوه قضائيه آيت الله محمد يزدی عضو کنونی شورای نگهبان است.نه فقط مدير عامل شرکت "ايران نوکيا" بلکه "ايراتل" هم هست. خودش می گويد که در محافل مشاوره ای نظام حضور دارد و حتی رابطه ای نزديک با مسئولين ارشد نظام دارد. او را "مرد بدون خط قرمز ايران " لقب داده اند. حاج آقا ابريشم چی از سرمايه داران مشهور خاورميانه است. حاج احمد به گفته آقا سعيد ابريشم چی برادرزاده ایشان ( که از معروف ترین برج سازان ایران است)، با مسئولين نظام هم به دليل پروژه های بزرگ مخابراتي(بخوانيد وارد کردن سيستم های پيشرفته فيلترينگ و ....) در ارتباط نزديک است. حاج احمد گاه در ويلای اختصاصی است در شمال کشور که شهرکی بزرگ است قابل دسترسی و ملاقات است. هر سال، هنگام سال نو، اکثر اعضاء فاميل را به مدت يک هفته ميهمان ويلای خود در حوالی محمود آباد می کند. نزديک به دويست نفر در اين مجموعه تفريحی جمع می شوند. در مجموعه تفريحی حاج آقا در محمود آباد گاه خدمتگذاران مردم و نظام، ميهمان ويژه حاج ابريشمچی اند.

جالبه بدونید یکی از گرونترین خونه های ایران، که یک باغ چند هکتاری در تجریشه، متعلق به ایشونه.

در ضمن 3 عدد لامبورگینی آخرین مدل به قیمت حدود هر کدام 1 میلیارد تومن در کشور وجود داره، که دو تاش(عین هم و فقط رنگشون فرق میکنه) مال پسرهای ایشون و در خونشونه

ادامه یافت اعتراضات خشمگینانه خانواده ها در مقابل زندان اوین


ایران ب ب ب
بنابر گزارشات رسیده از مقابل زندان اوین ،خانواده های دستگیر شدگان قیام مردم ایران در زیر نور شدید آفتاب و گرمای زیاد به اعتراضات خود ادامه میدهند.
خانواده های دستگیر شدگان قیام در در گرمای زیاد که گفته می شود در حدود 40 درجه است و نور شدید آفتاب قرار دارند . در یک اقدام غیر انسانی جهت فشار آوردن روی خانواده ها مامورین دادستای مستقر در زندان اوین درب دسشوئیها ساختمان مراجعات که معمولا مورد استفاده خانواده ها قرار می گرفت قفل کرده اند تا خانواده ها نتوانند از آن استفاده کند
خانواده های دستگیر شدگان هر از چند گاهی اقدام به شعار دادن می کنند و شعارهای آنها مرگ بر خامنه ای و مرگ احمدی نژاد می باشد.که با برخورد وحشیانه نیروهای سرکوبگر مواجه می شوند. خانواده اعلام کردند حاضر به ترک آنجا نخواهند شد تا زمانی که از وضعیت و شرایط عزیزانشان مطلع نشوند و آنها را آزاد نکنند. آنها همچنین از برخورد غیر انسانی مامورین ولی فقیه سخت خشمگین هستند.
تعداد خانواده های که اکنون در اعتراضات مقابل زندان اوین حضور دارند بیش از 180 نفر تخمین زده می شود.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به خانواده ها ،هل دادن و انداختن آنها روی زمین، عدم اطلاع و ازادی عزیزانشان، قرار دادن آنها در گرمای زیاد و زیر تابش آفتاب و محروم کردن انها از استفاده از دستشوئی در منطقه ای که فاقد هرگونه امکانات این چنینی است را محکوم می کند.از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات فوری برای آزادی فوری و بی قید وشرط زندانیان سیاسی در ایران است.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
24 مرداد 1388 برابر با 15 اوت 2009


گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

آقای گنجی، کمپین عمومی جنایت علیه بشریت اصلا پرچم، نشانه و نماد لازم دارد؟


احسان جلالی
آقای گنجی، ما زمانی‌ می‌‌توانیم از دیگران تقاضا کنیم یا حتی بخواهیم که از آوردن هر گونه پرچم خود داری کنند که خود نیز به آن پایبند باشیم . در یک حرکت عمومی مانند کمپین عمومی جنایت علیه بشریت , اتخاذ هر گونه سیاست که باعث محدودیت حضور بسیاری از شرکت کنندگان گردد ، آن حرکت را ناتوان و تضعیف خواهد کرد.
دموکراسی و پایبندی عملی‌ به آن یعنی‌ آنکه ، در یک حرکت عمومی نباید از دیگران بخواهیم که زیر پرچم ما بیایند، همه باید از پرچم و نشان خود بگذرند ، مخصوصا آنکه بین یک حرکت حقوق بشری و پرچمی خاص هیچ رابطه ای وجود ندارد.با آوردن پرچمی خاص از حضور گسترده ملت‌های دیگر نیز خواهیم کاست.
مقاله دموکراسی و دیکتاتوری پرچم شما زمانی‌ یک بحث کاملا اصولی محسوب می‌‌شد که خود نیز به آن در عمل پایبند باشید. 1-2- افراد، گروه ها و سازمان های مستبد، نمادهای مقبول خود را به دیگران تحمیل می کنند. بله دقیقا همان کاری است که خود شما در این حرکت عمومی انجام داده اید، چرا که جمهوری اسلامی یک تاریخ۳۰ ساله جنایت را در کارنامه خود دارد که امروزه از آن به عنوان "جنایت علیه بشریت" نام می‌بریم و فقط محدود به ۲ ماه گذشته نیست که بخواهیم رنگ سبز که در داخل کشور تبدیل به نماد اعتراض شده است را تبدیل به نماد ۳۰ سال سرکوب کنیم و حتی فراتر از آن یک پرچم دیگر از آن بسازیم. آقای گنجی ما کم مشکل پرچم‌های گوناگون را نداریم که شما بخواهید یکی‌ دیگر به آن اضافه کنید. چون در داخل کشور مثل خارج از کشور امکان اعتراض به اشکال مختلف وجود ندارد و آزادی ما را در خارج از کشور ندارند، از سبز که نماد اعتراض شده است استفاده می‌‌کنند. آقای گنجی، جوانان ایرانی‌ در کلن اولین کسانی‌ بودند که اعتصاب غذای ۴۸ سأعته را درتاریخ 25.06.09 برگزار کردند و کاملا دمکراتیک خود پرچمی را نیاوردند و در وبلاگ آنان میخوانیم که:
ما پرچمی به ‎دست نخواهیم گرفت. تصاویر دوستان ما در ایران گویای همه چیز خواهد بود. ما هیچ‎گونه شعاری نخواهیم داد. بلکه با خواندن سرود و شعر اعتراضمان را فریاد خواهیم کرد. ( فراخوان اعتصاب غذا و تحصن در شهر کلن )
آقای گنجی هیچ پرچمی را نباید به دیگران تحمیل کرد.کسانی‌ که بر آوردن هر گونه پرچم در خارج از کشور پافشاری می‌‌کنند مساله‌شان نه جنبش داخل کشور بلکه منافع تنگ گروهی است. مسئله طرح ۳۰ سال جنایت علیه بشریت و طرح خواست محاکمه ی سران رژیم به جرم آن , به این گروه یا آن گروه تعلق ندارد . آقای گنجی همه جوانان خارج از کشوری سبز پوش نیستند و این درست برخلاف ادعا ی شما است که می‌‌توانید به عکس‌ها و فیلم‌های آن مراجعه کنید که در اینترنت موجود است ، هر چند که حتما از آنها خبر دارید.


احسان جلالی 14.08.2008

اندیشه های ( سیاسی) نوین و مترقی شاهین شهر

تجاوز به زندانی؛ موسوی: جا دارد انسان سر در زير خاک كند


به گزارش سایت نوروز، مير حسين موسوي در ديدار با اعضاي انجمن اسلامي جامعه پزشكي ايران در باره گزارشهای مربوط به تجاوز به زندانیان در زندانهای جمهوری اسلامی گفت، اخباري كه متاسفانه رسيده است اگر درست باشد جا دارد انسان سر زير خاک كند.

موسوی گفت، آيا اين نحوه برخورد با مردمي كه با شعار الله اكبر به صحنه آمده اند به نفع كشور است. به نظر من اين گونه عمل كردن موضوع را بغرنجتر مي‌كند و راه‌حل آن را از دسترس دورتر مي‌برد و زمينه بدبيني و اعتراضات را وسعت مي‌بخشد.

تظاهرات گسترده در ونزوئلا علیه چاوز


شبکه خبر: تظاهرات دانشجویان، اساتید و روزنامه نگاران ونزوئلایی به درگیری آنها با نیروهای ضد شورش این کشور منجر شد.

به گزارش تلویزیون فرانسه، در این تظاهرات گسترده که در اعتراض به یک لایحه آموزشی دولت "هوگو چاوز" رئیس جمهور ونزوئلا برگزار شد، نیروهای ضد شورش برای متفرق کردن تظاهرات کنندگان به استفاده از گاز اشک آور روی آوردند.

در مقابل مخالفان این لایحه آموزشی جدید، افرادی دیگر از هواداران چاوز تجمع کرده بودند که به وضوح مورد حمایت نیروهای ضد شورش قرار داشتند.

مخالفان این طرح آن را بر خلاف قانون اساسی دانسته و معتقدند که تمام وعده های دولت دروغی بیش نیستند.

این طرح که روز پنجشنبه به مجلس ونزوئلا تقدیم شد، دیروز به اتفاق آراء به تصویب نمایندگان رسید.

بیشتر نمایندگان مجلس ونزوئلا از هواداران هوگو چاوز هستند و پس از تصویب این لایحه از معترضان خواستند به تظاهرات خود پایان دهند.


۱۳۸۸ مرداد ۲۰, سه‌شنبه

روزهای بوق و ترافيك


نشریه بذر
واقعاَ جای تعجب است. چگونه امکان دارد؟! بوق و ترافيک برای انسان مدرن نوای موسيقی بدهد و باعث لذت شود؟! حدود دو ماه پيش صدای بوق يک ماشين برای چند لحظه و يا چند ثانيه در پشت چراغ قرمز و يا گير كردن برای دقايق طولانی در ترافيک خيابانها اعصاب همه را خرد می کرد و استرس وحشتناکی بوجود می آورد. اما در حال حاضر اينها ابزاری برای پيشبرد اعتراضات مردم و همبستگی بين مردم شده است. آه چه لذت بخش است، صدای بوق و زنجير بی پايان ترافيک! بوق نگو، سنفونی بتهوون بگو!!!

نمای اول
در روزهای اعتراض، از خانه يا محل کار که حرکت می کنی در ابتدا با عناصر مزدور حکومتی روبرو می شوی که در گوشه ای به کمين نشسته اند. خب! پس خبری که از قبل به تو رسيده، درست بوده است. امروز قرار است خبری بشود. به حرکت ادامه می دهی. متوجه گروه های دختران و پسران جوان دو تا سه نفره، و خانواده های چند نفره می شوی كه در همان مسير در حرکتند! کوله پشتی ها، موبايل ها و بطری های آب يک بار مصرف به خاطر گرمای اين روزها، شده است يونيفورم ما! بيشتر ما ماسک هايی برای مبارزه با آلودگی هوا به صورت داريم! بيشتر ما به خاطر جلوگيری از اشعه آفتاب، عينک های آفتابی مشکی به چشم داريم! برای حفظ سلامتی به پياده روی عادت كرده ايم، پس در پياده روها راه می رويم! جالب تر اينکه اين روزها مردها، عجيب به فكر خريد مايحتاج خانه افتاده اند و ساک خريد به دست دارند! يک چيز ديگر هم جلب نظر می كند، پل های هوايی که برای عبور بر روی اتوبان ها يا خيابانهای بزرگ زده اند، برعكس ماه های قبل، خيلی محبوب شده اند و مورد استفاده قرار می گيرند! زنان و مردان مسن و افراد خانواده ها را می بينيد که يكشبه فرهنگ استفاده از پل عابر را جذب كرده اند و تا فرصتی پيدا می شود، می روند آن بالا! با ديدن همه اين نماد ها متوجه می شوی که درست داری به محل نزديک می شوی و بايد خودت را آماده کنی!

نمای دوم
ساعت 6 بعد از ظهر در پياده رو ها، همه فرهنگ زندگی شهری را رعايت می كنند. همه با كمال ميل پشت چراغ قرمز می ايستند؛ آنهم نه چند ثانيه بلکه يکی دو سه دقيقه! منظم و بدون استرس! كافيست كه صدايی از ميان جمعيت بشنويم كه: بچه ها آهسته حرکت کنين! پشت چراغ قرمز وايسين تا تعدادمان زياد بشه و به شكل طبيعی تجمع بشه!

نمای سوم
چشمت به رنگ قرمز چراغ دوخته شده. گوش به زنگی. اولين صدای بوق، اعلام شروع است. ماشين ها با كمال ميل به پياده ها راه می دهند. با خيال راحت رد می شويم و دست خود را طوری با علامت v به سمت راننده ها تكان می دهيم كه انگار می خواهيم از آنها راه بگيريم. سرنشين ها با خوشحالی دست تكان می دهند و بوق ممتد اعتراضی شروع می شود.

نمای آخر
موسيقی ممتد بوق ماشينها، صدای "مرگ بر ديکتاتور"، ابر گاز اشک آور، سطل های زباله آتش گرفته و ....

موضوع انشاء: فوايد بوق و ترافيك
بوق يعنی ترسيدن نيروهای سرکوبگر. بوق يعنی خرد شدن اعتصاب دشمن. ترافيك يعنی گير افتادن خودروها و موتورهای نيروی انتظامی و بسيجی ها وسط خيابان. ترافيك يعنی راحت تر تجمع كردن و آسان تر فرار كردن مردم.

چند نکته
متوجه شده ايد که تمام مناطق و خيابان ها و بزرگراه ها را در همين 40 روز اخير مثل کف دست ياد گرفته ايد؟! متوجه شده ايد رفتار و آداب و برخورد مردم با همديگر چقدر رشد کرده است؟! ديگه کمتر پسرها در خيابانها به دخترها گير می دهند؟! ارتباطات درون شهری مردم با يکديگر و تبادل اطلاعات چقدر راحت تر شده است؟! احساس همبستگی شديد بين مردم بوجود آمده؟! مراقبت مردم از همديگر چقدر تقويت شده است؟!

واژگان و عبارات روز
کوله پشتی، فندک، روزنامه، بطری آب يکبار مصرف، موبايل دوربين دار، سرکه، ماسک، عينک آفتابی، مچ بند رنگی بر مبنای سليقه های مختلف، ماشين، کلاه خود، موتور، لباس شخصی، باتوم، گاز فلفل، پل هوايی، اينترنت، ماهواره، پشت بام، شعار، پلاکارد، اعلاميه، اسپری، اکليل و سرنج، ....

مشق شب (اين ها را هزار بار در ذهن خود مرور كنيد)
انقلاب اجتماعی‏‎، آينده، دورنما، آرمان، تجربه تاريخی، استراتژی، تاكتيك، نقشه، سازماندهی، رهبری، مبارزه طبقاتی، قهر، استثمار، ستم، افيون توده ها، مردسالاری....

بیانیه شماره 16 «کمیته صیانت از آراء » موسوی


قلم نیوز:در پاسخ به گزارش تفصیلی شورای نگهبان پیرامون انتخابات دهم ریاست جمهوری
بیانیه شماره 16 «کمیته صیانت از آراء » مهندس میرحسین موسوی

قلم - ملّت شریف ایران
اخیراً گزارشی با عنوان " گزارش تفصیلی شورای نگهبان پیرامون دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری " منتشر گردید. انتظار می‌رفت این گزارش زوایای تاریک و مبهم روند انتخابات که طی نامه‌ها و گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد و نیز پیگیری‌های مجدانه و مستمر جمع کثیری از مردم حق طلب کشورمان مطرح شده بود را روشن و ابهام‌زدایی کند، اما متاسفانه چنین نبود و مفاد گزارش نه تنها ابهام‌زدایی و روشنگری و اقناع افکار عمومی را در پی نداشت بلکه با نقل مطالبی بعضا نادرست و خلاف واقع، تردیدهای جدیدی نسبت به مطالب مطروحه ایجاد نمود.از اینرو، ضمن عذرخواهی از تأخیر در پاسخگویی که به دلیل وسواس و دقت هر چه بیشتر در محتوای گزارش و پرهیز از نقد عجولانه و بدون پشتوانه اسناد معتبر بوده است، نکاتی چند را در مورد محتوی گزارش به شرح زیر به اطلاع هموطنان گرامی می رساند./ متن کامل این گزارش تفصیلی بدین شرح است:



بیانیه شماره 16 «کمیته صیانت از آراء » مهندس میرحسین موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم
ملّت شریف ایران
اخیراً گزارشی با عنوان " گزارش تفصیلی شورای نگهبان پیرامون دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری " منتشر گردید. انتظار می‌رفت این گزارش زوایای تاریک و مبهم روند انتخابات که طی نامه‌ها و گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد و نیز پیگیری‌های مجدانه و مستمر جمع کثیری از مردم حق طلب کشورمان مطرح شده بود را روشن و ابهام‌زدایی کند، اما متاسفانه چنین نبود و مفاد گزارش نه تنها ابهام‌زدایی و روشنگری و اقناع افکار عمومی را در پی نداشت بلکه با نقل مطالبی بعضا نادرست و خلاف واقع، تردیدهای جدیدی نسبت به مطالب مطروحه ایجاد نمود و توجیه‌گری عملکرد پرابهام مجریان و ناظران را افشا کرد.
از اینرو، ضمن عذرخواهی از تأخیر در پاسخگویی که به دلیل وسواس و دقت هر چه بیشتر در محتوای گزارش و پرهیز از نقد عجولانه و بدون پشتوانه اسناد معتبر بوده است، نکاتی چند را در مورد محتوی گزارش به شرح زیر به اطلاع هموطنان گرامی می‌رساند، باشد تا وجدان حقیقت‌جوی مردم شریف به درستی قضاوت نماید؛


اینکه شورای نگهبان پس از تجربه سی ساله توسعه مستمر حوزه نظارتی و عدم پاسخگویی نسبت به عملکرد اکثراً قابل انتقادش ناچار از گزارش تفصیلی "جهت تنویر افکار عمومی" گردیده است، جای تأمل دارد و باید آن را دستاوردی از پایمردی مردم در پی جویی حقوق خود دانست که علیرغم ضرب و شتم و قتل و بازداشت و شکنجه و افتراء و . . . در راه احقاق حقوق ملی و دینی خود از پای نایستادند. لذا جا دارد که این موفقیت نسبی را به هموطنان عزیز تبریک بگوییم.


ریشه ابهامات و تخلفات واقع شده در جریان انتخابات را باید در موضع‌گیری‌های جانبدارانه بسیاری از شخصیت‌ها و مسئولان کشور از جمله بیشتر اعضای شورای نگهبان از "یکی از نامزدها" دانست که آن شورا و مجریان را از موضع بیطرفی خارج کرده و به نهادی سیاسی با برخورداری از موقعیتی متمایز و تأثیرگذار با پشتوانه امتیازات اداری و حکومتی تبدیل نمود. این بی‌پروایی بزرگان در قانون‌شکنی علنی خواسته یا ناخواسته به عوامل پایین دست نظارتی و اجرایی جرأت می‌بخشد که آنچه را خود می‌پسندند یا موردنظر مسئولان کشور می‌پندارند را بی‌نگرانی از بازخواست و توبیخ تأمین نمایند، تفصیل این موارد در بیانیه شماره 15 این کمیته آمده است.
گزارش تفصیلی شورای نگهبان هیچ توضیحی در مورد دلایل نقض صریح مواد 68 و 73 قانون انتخابات توسط دبیر و تعدادی از اعضای خود نداده است و اشاره‌ای هم به رسیدگی به تخلفات مسئولان اجرایی ننموده است. مانند:
1) وزیر کشور در سفر به اهواز و خرمشهر
2) تعدادی از وزیران از جمله وزرای امور خارجه، تعاون، صنایع و معادن و رفاه به شهرهای مختلف از جمله ایلام، کرمانشاه، گلستان، سمنان و...
3) سفر معاون اول رییس جمهور
4) چند تن ار استانداران و معاونان آنها.


گزارش تفصیلی از هر گونه ورود کلی و جزیی در رسیدگی به رفتار مسئولان اجرایی انتخابات پرهیز کرده و حتی شائبه تخلف آنان را برنتافته است. این اطمینان خاطر از آن رو که جهت‌گیری مشترک نظارت و اجرا حذف رقیب سیاسی از گردونه مدیریت کشور بوده قابل توجیه است، والّا بیان اینکه با اعمال ساز و کار نظارتی شورای نگهبان عملا امکان وقوع تخلف گسترده که صحت و سلامت انتخابات را تحت‌الشعاع قرار دهد معقول و متصور نیست توسط نهادی که در انتخاباتهای دیگر که بخش اجرا و نظارت از یک اردوگاه سیاسی نبوده‌اند عبارت‌های "تخلف گسترده" "عدم سلامت انتخابات" و ... را مطرح می‌نمود، پذیرفتنی نیست.


اعتماد ویژه شورای نگهبان به بخش اجرایی انتخابات به گونه‌ای بوده است که حتی حساسیت لازم نسبت به مواردی مانند:
1) تعداد برگ رأی چاپ شده با شماره سریال و بدون شماره سریال.
2) تولید مهر انتخابات به تعدادی بیش از دو برابر شعب اخذ رای که اقدامی بی‌ساقه است.
3) چگونگی توزیع تعرفه‌ها که به قرار اطلاع هنوز تعداد قابل توجهی از تعرفه‌های مهر شده دست به دست می‌گردد و نمونه‌هایی از آن جهت اطلاع بیشتر پیوست می‌باشد.
حساسیت نشان نداد بلکه چشم و گوش خود را بر آنها بست تا آنکه بنا به گزارش تفصیلی پس از انتخابات و در جریان رسیدگی به شکایت‌ها تعداد تعرفه را از وزارت کشور و چاپخانه مربوط استعلام کرده است و البته هنوز هم با قاطعیت کامل نمی‌توان تعداد آنها را مشخص کرد. در گزارش همچنین علت این اعتماد کامل و آزادی عمل و مبسوط الید قرار دادن وزارت کشور نسبت به دوره‌های قبل نیز با سکوت کامل برگزار شده است.


در گزارش علاوه بر آنکه به تخلف قانونی تعدادی از مقامات رسمی پرداخته نشده در برابر استفاده گسترده از امکانات دولتی به سود آقای احمدی‌نژاد هم، جز در مورد استفاده از هواپیمای دولتی ساکت مانده است. در توجیه آن هم به مصوبه شورای امنیت ملی که قائدتاً نباید مربوط و منحصر به این دوره باشد اشاره کرده و معلوم هم نکرده است که آیا شورای امنیت ملی می‌تواند مجوزی برای تخلف از قانون انتخابات بدهد؟ به فرض که در مورد شخص ایشان چنین باشد در مورد همراهان وی در سفرهای تبلیغاتی چه؟
موارد دیگر نیز که می‌بایست مورد رسیدگی قرار می‌گرفت و گزارش آن به اطلاع مردم می‌رسید ولی متاسفانه کماکان باسکوت برگزار شده است بسیار زیاد است مانند:
1) تبلیغات یکسویه و بی‌رویه صدا و سیما به سود آقای احمدی‌نژاد که صدای بعضی از مقامات از جمله مسئولان قضایی را هم درآورد.
2) ورود بعضی از مسئولان نیروهای مقاومت بسیج و سپاه به فعالیت انتخاباتی به نفع آقای احمدی‌نژاد و علیه نامزدهای دیگر.
3) بکارگیری وسایل حمل و نقل دولتی برای آوردن مردم به محل سخنرانی تبلیغاتی آقای احمدی‌نژاد و در مواردی حتی با صدور حکم و پرداخت حق مأموریت.


جمهوری اسلامی همواره به عنوان نظامی مدافع ارزش‌های اخلاقی بر صداقت، درستکاری، خیرخواهی، امانت‌داری، عدالت و حفظ حرمت و آبروی افراد تأکید داشته است این نظام و ارزشهای آن در تبلیغات انتخاباتی ناجوانمردانه به تاراج داده شد و بسیاری از محترمین و شخصیت‌های معتبر حوزوی، دانشگاهی، اجرایی و دیگر دلسوزان نظام را به واکنش واداشت بعضی از این موارد عبارتست از:
1) هتک حرمت و ایراد اتهامات اثبات نشده و ناروا به تعدادی از شخصیت‌های محترم که حتی سمت‌های بسیار مهمی توسط رهبری به آنها واگذار شده است در غیاب آنها در رسانه ملی. بعضی از این شخصیت‌ها کسانی هستند که رهبری در نماز جمعه از آنها دلجویی نمود و مورد حمایت قرار داد و سخنانی در سجایای آنها برشمرد.
2) پیشینه سی ساله انقلاب زیر سوال رفت و زبان شماتت بدخواهان را بر وفاداران گشود.
3) در تبلیغات رسانه‌ای رسماً اطلاعات غلط و خلاف داده شد. مانند اعلام نرخ تورم و نرخ بیکاری و حل شدن مسئله یک میلیارد دلار و موضوع هاله نور و ... که بعدا توسط مسئولان مربوط تکذیب یا اصلاح شد.
وجدان جامعه بر این باور است که اگر نامزد دیگری غیر از فرد مورد حمایت آن شورا چنین اظهاراتی می‌کرد با واکنش جدی شورای نگهبان مواجه می‌شد ولی متأسفانه آن شورا با سکوت خود بر این روش غیراخلاقی و غیراسلامی و انسانی صحه گذاشت و علیرغم طرح موضوع در نامه‌ها و شکواییه‌های متعدد و رنجنامه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آنان با سکوت معنی‌دار، خود را از رسیدگی به این موارد و تأثیر آن در آراء مردم فارغ دانسته‌اند و سخاوتمندانه آنچه را سی سال برایش جانفشانی‌ها شده بود به پای پیروزی نامزد موردنظر ریختند و در گزارش تفصیلی خود نیز اشاره‌ای بر علت نادیده گرفتن این تخلف مهم ننمودند.
و پاداش این حریم‌شکنی و هتک حرمت را با عبارت "حتی یک مورد شکایت وارد و موثر نبوده است" دادند.
آیا فضای امنیتی شدیدی که از عصر روز رای‌گیری در کشور حاکم شد، به این علت بوده است که هیچ شکایت قابل قبولی نبوده است؟ وجدان عمومی جامعه هم همین باور را دارد؟


گزارش تفصیلی همینطور در برابر این موارد ساکت است:
1) قطع غیرمعمول سیستم پیامک درست در شب قبل از رای‌گیری. تلقی این کمیته آن است که تنها انگیزه آن اختلال در اطلاع‌رسانی سریع از تخلفات گسترده بوده است..
2) محدودیت و متوقف کردن فضای اطلاع‌رسانی اینترنتی.
3) قطع تلفن‌های کمیته صیانت از آرا در عصر روز رای‌گیری که برای جایگزینی قطع پیامک فعال شده بود؟
4) تهاجم به تعدادی از ستادهای آقای مهندس موسوی و پراکندن افراد فعال در آنها. آیا این اقدامات دلیلی جز اختلال در تبادل اطلاعات و گزارش‌گیری‌های ستاد از وقوع تقلب می‌تواند داشته باشد؟
5) اظهارنظر سریع بعضی از اعضای شورا در مورد صحت انتخابات پیش از بررسی و رسیدگی به شکایات چه وجهی دارد؟ آیا آنها علم غیب داشته‌اند که شکایت موثری دریافت نخواهند کرد.
چرا مواردی به این مهمی حساسیت شورای نگهبان را برنیانگیخته و آنها را به رسیدگی وادار نکرده است؟ قاعدتاً دستگاه ناظر بیطرف خود را موظف و مکلّف به روشن نمودن دقیق مطالب و کشف علل و عوامل می‌داند که انتشار نتایج رسیدگی صادقانه می‌تواند به اعتماد عمومی بیفزاید و نگرانی‌ها را رفع کند.


در شکایت‌های ارسالی و نیز بیانات شفاهی نامزدها به رفتار خلاف دیگری اعتراض شد و آن تطمیع برای اخذ رای با پخش و پرداخت مبالغ کلان و غیرقابل توجیهی پول نقد و چک پول بین روستائیان، دانشجویان و پرستاران و... تحت عنوان هدایای رییس جمهور در ایام منتهی به روز رای‌گیری بود و مواردی مانند سود سهام عدالت، پرداخت معوقه‌ها، افزایش حقوق‌ها و . . . که متاسفانه در روزهای اخیر خبرهایی مبنی بر کاهش بعضی از آنها به بهانه علی‌الحساب بودن پرداخت‌ها به گوش می‌رسد (در حالی که مبالغ علی‌الحساب قاعدتاً کمتر از مبالغ قطعی باید باشد) این باور را که انگیزه اصلی پرداخت‌ها جلب رای بوده است قوت می‌بخشد.
چطور است که آن شورا در مقابل موضوعاتی با این اهمیت و تأثیر آن در جلب آراء نیازمندان جامعه که چیزی شبیه خرید رای از منابع دولتی است احساس تکلیف و مسئولیت نمی‌کند؟ و اصولاً چه اتفاقی باید می‌افتاد که آن شورا را نسبت به رفتار نامزد مورد علاقه‌اش "حساس" کند و رسیدگی نماید؟ و نتیجه را هر چه باشد، به مردم توضیح دهد؟


در شکواییه‌هایی که ارسال شد و بیانیه‌های که انتشار یافته به مواردی مانند:
1) مغایرت آمار اعلام شده وزارت کشور در تاریخ‌های 88/3/25 و 88/4/2 در 78 شهرستان .
2) مشارکت بیش از صددر صدی واجدان شرایط در 192 بخش و سهم بسیار بالای آراء نامزد مورد علاقه آقایان در آنها تعداد غیرعادی صندوقهایی که تعداد کل آراء آنها به دو صفر(00) ختم می‌شوند (به طور نرمال باید 1 درصد صندوق‌های هر شهرستان آراء‌شان به (00) ختم شوند در حالی که در تعدادی از شهرستان‌ها این نسبت باشد. 23 درصد، 29 درصد، 20 درصد، 19 درصد و... است. که می‌تواند حداقل حاکی از پرکردن برگ رای‌های باقیمانده دسته قبض‌ها در شعبه باشد.
3) صدها صندوقی که تعداد آرای نامزد موردنظر بالای 99 درصد اعلام شده است و تمرکز غیرعادی آنها در بعضی از مناطق.
هر کدام از این موارد احتمال بالایی از تخلف را آشکار می‌کند و ناظر عادل و بیطرف را وامی‌دارد که با حساسیت آنها را به طور کامل و دقیق رسیدگی کند ولی آن شورا همچنان با سعه صدر با این موارد هم مواجه شده و در گزاش تفصیلی فقط در مورد بند 2 با بیان اینکه در انتخابات ریاست ریاست جمهوری کل کشور یک حوزه انتخابیه است و مردم می‌‎توانند در هر جا رای بدهند و چون جابجایی جمعیت داریم مشکلی به نظر نرسیده است از کنار موضوع گذشته به ندای وجدان خود پاسخ داده‌اند. در حالی که بیشتر مناطقی که این وضع را دارند منطقه محروم و مهاجر فِرِست‌اند نه مهاجرپذیر یا توریستی.


در این گزارش به دعوت از نمایندگان نامزدها برای مشاهده تجمیع آراء اشاره شده است. در این مورد باید گفت، اولا: نمایندگان دعوت شده در اتاقی جای داده شدند و بدون هیچگونه رابطه با شورای نگهبان صرفاً نامه‌های دریافتی را از طریق یک رابط به آقای کدخدایی سخنگوی شورا می‌داده‌اند. اینکه چه تعداد از این نامه‌ها و چگونه به رویت اعضای شورای نگهبان می‌رسیده و چه اقدامی روی آن می‌کرده‌اند اطلاعی در دست نیست! ثانیا: دعوتی که وزارت کشور برای حضور نمایندگان نامزدها برای مشاهده تجمیع آراء در وزارت کشور به عمل آورده بود تنها برای همین پاسخگویی‌ها کاربرد دارد. زیرا آنجا نیز سه نماینده در اتاقی مستقر بودند از تلویزیون از بلوک‌های 5 میلیونی آراء که اعلام می‌شد مطلع شدند. این رفتار اهانت‌بار موجب شد در ساعت 2:15 بامداد طی نامه‌ای که با امضای نمایندگان هر سه نامزد به وزیر کشور نوشته شد با اعتراض به وضعیت پیش آمده وزارت کشور را ترک کنند. متن نامه به شرح زیر است:


جناب آقای محصولی، وزیر محترم کشور
88/3/23
ساعت 2:15 بامداد
دقایقی پیش آماری توسط ستاد انتخابات کشور و آقای دانشجو در مقابل رسانه‌های داخلی و خارجی منتشر گردید که اینجانبان نمایندگان نامزدها در سایت شمارش آراء وزارت کشور هیچگونه اطلاعی از چگونگی دریافت و تجمیع و انتشار آن نداریم و از آنجا که طبق مواد 28 و 32 قانون انتخابات ریاست جمهوری، وزارت کشور پس از دریافت صورتجلسات (فرم 28) و روال قبل بایستی آمار را اعلام نماید به نظر می‌رسد اعلام نتایج فعلی مطابقتی با قانون ندارد.
ضمناً فضایی که برای استقرار نمایندگان کاندیدها در نظر گرفته شده دور از سایت شمارش آرا بوده و هیچگونه ارتباطی با این سایت ندارد. لذا در صورت استمرار این وضعیت حضور اینجانبان با عدم آن تفاوتی ندارد.

نماینده میرحسین موسوی نماینده محسن رضایی نماینده مهدی کروبی

رونوشت: دفتر مقام معظم رهبری
هیأت مرکزی نظارت بر انتخابات
ریاست محترم ستاد انتخابات کشور


شورای نگهبان نه تنها نسبت به این موضوع حساس نشد بلکه نسبت به اینکه برخلاف اعلام قبلی وزارت کشور و شورای نگهبان که تجمیع آراء را دستی اعلام کرده بودند و نه رایانه‌ای و وزارت کشور با نقض آن نتیجه آراء را با تجمیع رایانه‌ای منتشر می‌کرد سکوت تأییدآمیز داشت و بر نامه مشترک نمایندگان سه نامزد هم وقعی ننهاد.
یادآوری می‌شود پس از اطلاع از احتمال تجمیع رایانه‌ای آراء ستادهای انتخاباتی آقایان مهندس موسوی و حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کروبی طی نامه‌ای به وزارت کشور خواستار بررسی نرم‌افزار مورد استفاده شدند که ستاد انتخابات کشور در پاسخ رسماً اعلام نمود تجمیع آراء دستی است و نه رایانه‌ای و سیستم موردنظر کاربرد داخلی و آزمایشی دارد. اما عملاً خلاف آن اتفاق افتاد.


گزارش تفصیلی همچنین در برابر علت صدور بخشنامه خلاف قانون که موجب ضایع شدن حق نامزدها برای معرفی نماینده در هیأت اجرایی جز در روز رای‌گیری گردید باز هم ساکت است.
درباره اعلام انصراف آقای دکتر محسن رضایی از پیگیری اعتراض خود در گزارش تفصیلی به گونه‌ای سخن گفته شده که گویی او را قانع کرده‌اند هر چند ایشان خود می‌توانند نسبت به مطالب مطروحه اعلام‌نظر کنند اما نامه ایشان و گلایه‌های بعدی به گونه‌ای دیگر است و به قرار اطلاع از آنجا که صِرف شمارش آراء بدون انطباق برگه‌های رای با ته‌برگ‌ها و بررسی خطوط مشابه موردنظر ایشان نبوده است و نیز عدم ارایه فرم‌های تجمیع آراء درحوزه‌هایی که بیش از 95 درصد واجدان شرایط رای دادهاند موجب انصرافشان شده است.


بند 5 گزارش به دیدار اعضای شورای نگهبان با مراجع عظام تقلید و علما و شخصیت‌های شاخص و فعال در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی و تبادل‌نظر با آنان دلالت دارد. گزارش مدعی است شورای نگهبان در این دیدارها "ضمن ارائه گزارشی از عملکرد نظارتی خود در امر خطیر انتخابات با بهره‌گیری از آگاهی و نظرات ارزشمند این بزرگواران، خصوصاً رهنمودهای ارائه شده از سوی مراجع عظام تقلید آن را سرلوحه کار خود در پیگیری‌ها و بررسی اعتراض‌ها و شکایت‌ها قرار داد".
اولاً در این گزارش مطلقاً از رهنمودهای ارایه شده از سوی مراجع عظام، علما و شخصیت‌های مذکور ذکری به میان نیامده است و به هیچ وجه اشاره‌ای به نقطه نظرات آقایان به ویژه اعتراض‌ها و گلایه‌های شدیدی که از سوی برخی مراجع محترم ابراز شده است نگردیده است، ثانیاً معلوم نمی‌گردد که نتایج حاصل از ارایه این رهنمودها که سرلوحه کار شورا قرار گرفته است چه بوده است؟


در بند 6 گزارش به مکاتبات شورای نگهبان با برخی شخصیت‌های کشور در راستای ارسال مطالب و مستندات برای بهره‌برداری و فراهم آوردن امکان بررسی و تصمیم‌گیری و اظهارنظر اشاره شده است. و هیچ توضیحی در خصوص نتایج حاصله از انجام این مکاتبات ارایه نمی‌گردد. این گزارش روشن نمی‌سازد که آیا مطالب و مستنداتی که احتمالا از سوی آقایان به شورای نگهبان ارسال شده است چه بوده و آیا مورد بهره‌برداری آن شورا قرار گرفته است یا خیر؟ البته با عطف توجه به تاریخ انجام مکاتبات مذکور (جمعه 88/4/5) یعنی در روز دوم از مهلت 5 روزه تمدید رسیدگی به شکایات و با توجه به ضیق وقت بعید می‌نماید که آقایان محترم فرصتی جهت ارایه مطالب و مستندات خود داشته‌اند و یا اگر چیزی ارسال کرده‌اند مورد عنایت شورا قرار گرفته باشد. با این تفصیل به نظر می‌رسد هدف از این اقدامات بهره‌برداری‌های تبلیغی خاص و از باب انعکاس اهتمام به عمل آمده از سوی شورا و توجیه اظهارنظر نهایی آن باشد وگرنه خوب است آن نظرات و رهنمودها اعلام گردد.


بندهای 7 الی 9 گزارش متذکر موضوعاتی چون تمدید مهلت برای رسیدگی دقیق‌تر به اعتراض‌های مربوط به شمارش آراء، تشکیل هیأت ویژه و مأموریت آن، خواسته‌های نمایندگان نامزدهای معترض و فرایند منتهی به صدور دستور بازشماری آراء 10 درصد از کل صندوق‌های اخذ رأی شده است. و به همین صورت ظاهر و محدود بسنده کرده است.

گرچه به دلیل ضیق وقت، ترکیب و مأموریت هیأت ویژه از همان بدو امر روشن بود اما به هرحال متعاقب تشکیل هیأت مذکور و وصول نامه سخنگوی شورای نگهبان به نامزدهای معترض در خصوص معرفی نماینده نامزدها به این هیأت، تنی چند از افراد شناخته شده و البته غیر عضو هیأت ویژه با مراجعه به آقای مهندس میرحسین موسوی اعلام می‌دارند که به دنبال راهکار خروج از بحران حادث شده‌اند و از این جهت از ایشان تقاضای همکاری می‌نمایند. آقای موسوی نیز آقایان را جهت انجام مذاکرات به آقای محتشمی‌پور ارجاع می‌دهد. بر همین اساس صبح روز یکشنبه 88/4/7 جلسه‌ای فیمابین سه تن از آقایان مذکور (جنابان: علی آقا محمدی، اکبر حجازی، موسوی) و آقای محتشمی‌پور و موسوی‌لاری تشکیل می‌گردد و نامبردگان آمادگی خود را به این منظور که طرحی را مبنی بر اینکه ته‌برگ تعرفه‌های رای در اختیار هیأت معتمدی قرار گیرد تا اطلاعات مربوط به مشخصات رای‌دهندگان با اطلاعات موجود در پایگاه اطلاعات جمعیتی کشور تطبیق داده شود و نیز انطباق بین خطوط تعرفه بررسی شود و نیز شمارش صندوق‌های سیار و یک سوم از صندوق‌های ثابت در دستور کار قرار گیرد گرچه این افراد نمایندگی خود از هیأت ویژه را نفی کردند اما بهرحال چنین نتیجه گرفتند که ابتدا موافقت شورای نگهبان را جلب کنند تا پس از آن طرح مذکور رسما به آنها ارایه گردد. متعاقبا پس از تماس تلفنی نامبردگان و اعلام اینکه ما موافقت شورای نگهبان را اخذ کردیم، ساعت 23:30 دقیقه همان روز یک تن از نفرات مذکور همراه با یکی اعضای هیأت ویژه شورای نگهبان، حجت‌الاسلام المسلمین ابوترابی - به منزل آقای محتشمی‌پور مراجعه و پس از مذاکرات و تأکید آقایان بر جلب موافقت شورای نگهبان با مفاد مذکور خواستار ارائه طرح مذکور به صورت مکتوب می‌گردیدند. بر همین اساس و با توجه به دیر وقت بودن جلسه پیش‌نویس طرح متضمن تشکیل هیأتی بی‌طرف و مورد اعتماد جهت بررسی (موارد چهارگانه) بدون امضا در اختیار آنان قرار گرفت.

گزارش تفصیلی شورای نگهبان معلوم نمی‌نماید که این پیش‌نویس مورد موافقت کدام نهاد شورای نگهبان یا هیأت ویژه قرار گرفته است اما به هر حال در ادامه بلافاصله تصریح می‌کند که قبول طرح مذکور منوط به اعلام آن از سوی آقای موسوی گردید. بر همین اساس با مراجعه مجدد نمایندگان مذکور در روز پایانی مهلت 5 روزه طرح مذکور به صورت مکتوب و رسمی و با امضاء آقایان محتشمی‌پور و موسوی‌لاری بدانها ارائه گردید. در این مکتوب به تشکیل هیأت حکمیت خبره و کارشناس کاملا بی‌طرف و بی‌غرض که مورد تأیید مراجع تقلید و نامزدها باشند جهت بررسی انتخابات و شکایات مطرح شده و اعلام نتایج آنها تأکید و به منظور راست آزمایی نتایج اعلام شده اقداماتی همچون بررسی تعداد تعرفه‌های چاپ شده و ارائه تعرفه‌های مازاد به هیأت مذکور، تحویل کلیه ته‌برگ‌های رای به مجموعه مورد اعتماد و تطبیق آنها با اطلاعات موجود در پایگاه اطلاعات جمعیت کشور، بازشماری و بررسی محتوای یک سوم صندوق‌های سیار و معادل با کسری از آن مثلاً 20 درصد صندوق‌های ثابت به صورت تصادفی بازشماری صندوق‌های برخی از استان‌ها که آراء آنها بیش از واجدین شرایط است، پیشنهاد گردید. فراز پایانی نامه نیز در راستای تکمیل گام‌های اولیه ایجاد فضای اعتماد بخش عمومی اقدامات دیگری چون شناسایی و مجازات عاملان و مباشران ضرب و جرح و قتل عده‌ای از مردم، آزادی بازداشت‌شدگان و جبران خسارت‌های مالی و جانی وارده و ایجاد فرصت مناسب در صدا و سیما و رسانه‌های دولتی برای دفاع نامزدهایی که مورد تخریب واقع شده‌اند را پیش‌بینی می‌کرد.

با دریافت متن پیشنهادات مذکور مقرر شد جهت تأیید مراتب نمایندگان مذکور به آقای میرحسین موسوی مراجعه نمایند که البته آنها به جای مراجعه به آقای موسوی به رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام مراجعه نمودند.

به هر حال گزارش تفصیلی شورا متعرض این نکته نشده است که چرا نمایندگان هیأت ویژه پس از از اخذ متن مذکور به آقای موسوی مراجعه نکردند. چرا برغم اعلام موافقت قبلی شورای نگهبان با طرح اولیه، نامه رسمی و مکتوب آقایان محتشمی‌پور و موسوی‌لاری که در چارچوب همان طرح اولیه تنظیم شده بود و به لحاظ اساسی تفاوتی با آن نداشت مورد توجه و اهتمام هیأت و شورای نگهبان قرار نگرفت. مضافاً به اینکه شورای نگهبان در همان روز پایانی مهلت 5 روز(88/4/8) و قبل از ارائه متن مکتوب مذکور، راساً دستور بازشماری 10 درصد صندوق‌های رای را صادر کرده بود چیزی که مورد درخواست هیچ یک از نامزدها نبود. با این تفاصیل متن مذکور صرف‌نظراز محتوا و مفاد موارد مطروحه یا اینکه توسط چه کسی امضاء و ارائه می‌گردید اصولاً نمی‌توانست مورد توجه شورای نگهبان قرار گیرد. از این جهت این گفته که متن مذکور "خواسته‌های غیرمتعارف دیگری را شامل می‌شد و به نظر می‌رسد بیشتر اتلاف وقت و زمان موردنظر است" خلاف واقع و صرفاً در راستای توجیه عملکرد آن شورا در تشکیل هیأتی ویژه به صورت نمایشی و وانمود کردن اهتمام ایشان به رسیدگی مسائل انتخابات ارائه گردیده است.

درخصوص این موارد چند نکته قابل توجه است:

الف) متن نامه ارسالی از سوی دبیر شورای نگهبان محضر مقام رهبری و درخواست تمدید مهلت رسیدگی به شکایات به خوبی کاشف از حقیقت ماجرای تمدید مهلت مذکور است. در این نامه دبیر شورای نگهبان پس از اعلام اینکه «شورای نگهبان پیوسته به بررسی شکایات وارده پرداخته است و با تمام توان و پیگیری کارشناسان ماهر تحقیقات لازم را انجام داده، نتایج را در شورا مطرح و سخنگوی شورا هم بیشترین اطلاع‌رسانی را داشته است»، از مقام رهبری درخواست می‌نماید «به منظور اتقان بیشتر و رفع هر گونه ابهام محتمل مهلت رسیدگی به شکایات برای 5 روز دیگر تمدید گردد».

چنانچه از متن نامه برمی‌آید تا این تاریخ شورای نگهبان به «بررسی شکایات وارده پرداخته است» و «تحقیقات لازم را انجام داده» و «نتایج مربوطه را در جلسه شورا مطرح» و «سخنگوی شورا بیشترین اطلاع‌رسانی را داشته است». بنابراین به نظر می‌رسد مطابق آنچه در نامه دبیر شورای نگهبان آمده است شورای نگهبان همه اقدام‌های لازم و ممکن در این خصوص را انجام داد و از منظر آن شورا موضوع انتخابات پایان یافته بوده است. لیکن به‌رغم خود «فقط از باب اتقان بیشتر و رفع هر گونه ابهام محتمل» درخواست تمدید مهلت می‌گردد.

ب) ایده اولیه تشکیل هیأتی مستقل و مورد وثوق جهت بررسی شکایات نسبت به روند انتخابات و اعلام‌نظر در این خصوص مبتنی بر سیره امام راحل (ره) و سابقه مربوطه در جریان انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی، در روزهای پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم و اوج‌گیری اعتراضات مردمی نسبت به نتایج اعلامی به عنوان راهکار حل و فصل مسائل مربوط به این انتخابات از سوی بعضی نامزدهای معترض، بعضی مراجع عظام تقلید و تنی چند از شخصیت‌های محبوب و مورد وثوق مطرح گردید و به نظر می‌رسید این راه‌حل می‌تواند مورد قبول همه و از جمله مقام رهبری قرار گیرد. اما شورای نگهبان متعاقب موافقت مقام رهبری با تمدید مهلت رسیدگی به شکایات از بیم تشکیل چنین هیأتی مستقل و بی‌طرف با پیشدستی و برای خنثی کردن پیشنهاد مذکور به ناگهان با صدور احکامی اقدام به تشکیل هیأتی ویژه می‌نماید.

از این هیأت با ترکیب افرادی که اکثریت آنان پیشاپیش موضع جانبدارانه خود را علنی کرده و قبل از هر گونه بررسی همچون شورای نگهبان داوری کردند چه انتظاری می‌رفت متن احکام صادره از سوی دبیر شورای نگهبان برای هیأت ویژه و نیز نامه ارسالی از سوی سخنگوی شورا برای داوطلبان معترض در این خصوص دلالت بر آن دارد که شورای نگهبان مأموریت خاصی برای این هیأت منظور نموده بود. طبق متن احکام صادره از سوی آیت‌الله جنتی اعضای هیأت ویژه «جهت بررسی روند برگزاری انتخابات و بازشماری 10 درصد آراء کل کشور» انتخاب شده‌اند؛ نامه ارسالی از سوی سخنگوی شورای نگهبان به دو تن از نامزدهای معترض نیز تصریح دارد که «در پی موافقت مقام معظم رهبری با درخواست شورای نگهبان برای تمدید مهلت بررسی شکایات واصله در خصوص انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، شورای نگهبان علاوه بر بررسی شکایات به منظور جلب اعتماد و اطمینان بیشتر نامزد‌های محترم و هواداران آنها از روند برگزاری انتخابات تصمیم به بازشماری حداقل ده درصد از صندوقهای رأی در سراسر کشور گرفت و از هیأتی متشکل از . . . دعوت کرد با حضور در این بررسی و بازشماری گزارش خود را به افکار عمومی عرضه نمایند».

با توجه به مستندات مذکور،

اولاً این هیأت طبق احکامی که در روز دوم از فرصت پنج روزه تمدید مهلت برای شکایات توسط دبیر شورای نگهبان صادر شده، تشکیل گردیده است.

ثانیاً این هیأت پس از آنکه «شورای نگهبان علاوه بر بررسی شکایات، تصمیم به بازشماری حداقل ده درصد از صندوق‌های سراسر کشور گرفت»، تشکیل شده است.

ثالثاً هدف از تشکیل این هیأت و مأموریت آن حسب‌نظر شورای نگهبان «حضور در بررسی شکایات و بازشماری ده درصد صندوقهای رأی و گزارش آن به افکار عمومی بوده است».

رابعاً اکثریت اعضای هیأت مزبور قبلاً موضع خود را اظهار کرده و بیطرف نبودن خود را نشان داده بودند

با توجه به مراتب فوق و مستندات مذکور، مأموریت هیأت ویژه معطوف به بررسی روند برگزاری انتخابات نبود چرا که اصولاً محدودیت زمانی موجود تا پایان مهلت مقرر جهت بررسی شکایات چنین اجازه‌ای را به آن هیأت نمی‌داد؛ آنچه موردنظر شورای نگهبان بود صرفاً «حضور در بررسی شکایات و بازشماری ده درصد صندوقها و ارائه گزارش آن به افکار عمومی» بود و بس.

بنابراین آنچه در گزارش تفصیلی شورای نگهبان پیرامون مأموریت هیأت ویژه آمده و مأموریت این هیأت را «استماع اظهارات مطلعین و جمع‌آوری اسناد و مدارک از اطراف و اکناف کشور و بررسی و رسیدگی به موضوع انتخابات» اعلام می‌دارد خلاف واقع می‌باشد.

ج) واقعیت این است که شورای نگهبان با هدف ممانعت از شکل‌گیری هیأت حکمیت بیطرف از سوی مراجع تقلید، با رویکرد بدیل‌سازی‌های نمایشی خود اقدام به انتخاب هیأت ویژه‌ای کرد که برخی ا عضای آن قبلاً به دفاع از نتایج اعلام شده انتخابات پرداخته و به صراحت جانبداری خود را از نامزد خاص اعلام نموده بودند.

بدیهی است در خصوص تشکیل هیأت ویژه این سوال اساسی مطرح می‌گردد که چنانچه شورای نگهبان قصد رسیدگی بیطرفانه به موضوع را داشت و یا اگر نسبت به صحت انتخابات اطمینان کامل داشت پس چرا با تشکیل هیأت بیطرفی که بتواند با بهره‌گیری از فرصت کافی مستقلاً به بررسی روند انتخابات بپردازد و شکایات و اعتراضات مطروحه را مورد رسیدگی قرار دهد مخالفت کرد؟

اما در ارتباط با آمارهای تخلف ارائه شده در گزارش لازم به ذکر است که این کمیته بکرات و بویژه در بیانیه‌های شماره 14 و 15 خود موارد و مصادیق تخلفات انتخابات را بوضوح تبیین کرده است که نه تنها در این گزارش مورد توجه قرار نگرفت بلکه همان به رویه، ارائه آمارهای ناقص و کذب و توضیحات کلیشه‌ای، اکتفاء شده است.

در گزارش تفصیلی شورا آمده است که مفاد قانون مربوط به حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذ رأی مورد بی‌توجهی نامزدها قرار گرفت و بخش قابل توجهی از نمایندگان 3 روز قبل از انتخابات یعنی در خارج از محدوده زمانی تعیین شده به فرمانداریها معرفی شدند که به دلیل کامل نبودن مدارک برای عده‌ای هم کارت صادر نگردید! متأسفانه این ادعا در حالی است که علی‌رغم درخواستهای متعدد کتبی و شفاهی این ستاد در مرکز و شهرستانها، ستاد انتخابات وزارت کشور تا یک روز قبل از پایان مهلت قانونی برای معرفی نمایندگان از اعلام نوع مدارک موردنیاز مشخصات لازم برای معرفی نمایندگان نامزد به فرمانداریها خودداری کرده بود!

در بخشی از همین گزارش اعلام شده که ستادهای جناب آقای موسوی تعداد صندوقهای که با کمبود تعرفه مواجه شده‌اند را در سراسر کشور 51 صندوق ا علام کرده است عجبا که فقط در حوزه انتخابیه شهرستان تهران در روز اخذ رأی طی یک فقره نامه شماره حدود یکصد صندوق اخذ رأی که با کمبود تعرفه مواجه شده و انجام رأی‌گیری متوقف شده بود به هیأت اجرایی آن شهرستان اعلام شد.

در ادامه آمارهای غیرواقعی در قسمتی از گزارش ذکر شده است حتی یک گزارش از مجموع صندوقها ارائه نشده که حاکی از ممانعت حضور نماینده نامزد هنگام پلمپ صندوقها باشد این در حالی است که گزارشات مختلفی در این زمینه با ذکر شماره صندوقها در روز اخذ رأی از طریق نماینده ستاد آقای مهندس موسوی مستقر در شورای نگهبان به آن شورا منعکس شده و سوابق آن موجود است. موضوع عدم وجود مشکل در ارتباط با حضور نمایندگان نامزد در محلهای تجمیع نیز از نکات جالب این گزارش است. در اکثر قریب به اتفاق مراکز تجمیع که مدارک و مستندات آن موجود بوده و در بیانیه‌های متعدد این کمیته نیز منعکس شده متأسفانه از حضور نمایندگان جناب آقای مهندس موسوی در محلهای استقرار دستگاههای شمارش و تجمیع ممانعت به عمل آمده است.

و متأسفانه در مورد اقدام غیر قانونی و خود سرانه فرمانداران در جابجایی محل مأموریت کسانی که از طرف آقای مهندس موسوی مشخص شده بودند که موجب بهم ریختگی به دلیل نا آشنایی ، دیر رسیدن به محل مأموریت ، عدم حضور در زمان شروع رای گیری و پلمپ صندوق و ... گردیده است نیز هیچ اشاره ای نشده است.

و این اشکالات قانونی آنها نیز با اغماض فراوان نادیده گرفته شده است و مردم که صاحبان اصلی رای اند همچنان این سوال را دارند که بلاخره آقایان چگونه امانتداری کرده اند؟!

قلم

پیام از ایران:کشور را پس بگیریم

ایمیل دریافتی از مبارزان درون ایران
توجه.توجه.توجه اهالی محترم تهران و شهرستانها

هموطنان گرامی.پدران مادران زنان شجاعی که اینبار نوید آزادی را به ایران و فرزندان آن به ارمغان آورده اید.فردا چهارشنبه روزی بسیار بزرگ و مهمی برای نهضت آزادی قوم ایرانی است فرزندان جان بر کف شما از میادین بزرگ تهران همچون ونک.ولیعصر.آپادانا.اکباتان و....شهرستانها قصد دارند فردا با حضورملیونی خود در بازار بزرگ تهران وشهرستانها خواب ضحاک زمانه خامنه ای جلاد و ملیجک جنایتکارش را آشفته نمایند.ملت ایران تصمیم گرفته برای حمایت از بازاریان بخاطر رکود تحمیلی دولت دزد و خاین و وطن فروش احمدی نژاد به اجانب بخصوص روسیه جنایتکار فردا با حضور خود در بازار وخرید از بازاریان ترفند خائنانه دولت کودتایی را برای ورشکستگی و سپس وابستگی بازاریان به اربابان بی انصاف دولت ضد بازاریان ایران خنثی نمایند.با حضور میلیونی خود از ساعت 10 صبح فردا تا شب در بازار های ایرانزمین و خرید از این عزیزان ترفند رژیم را در نطفه خفه کنید.ما امشب در پشت بامها پشت پنجره ها و کوچه پس کوچه های اطراف منازلمان ضمن فریاد های شبانه همیشگی مان ..الله اکبر.مرگ بر دیکتاتور حضور میلیونی فردای خود در بازار را بگوش همسایگان خود خواهیم رساند.شما نیز چنین کنید که آزادی ما در اتحاد واطلاع رسانی وحدت و تظاهرات و حضورهمه ما در مقاطع حساس و مهم است.بدیهی است در بازار راجع به چگونگی حضورمان در نماز جمعه اطلاع رسانی میکنیم.آنچه مسلم است شرکت ما در نماز جمعه اینهفته با یا بی حضور هاشمی رفسنجانی حتمی است.هیچ قانونی نیست که مردم ایران را از خرید فردا چهاشنبه در بازار یا نماز جمعه این هفته باز دارد.پس با حضور میلیونی خود غیرت ایرانی خود را به این بی غیرتان وطن فروش نشان میدهیم.وعده ما امشب در تظاهرات شبانه .فردا بازار برای خرید از بازاریان و روز جمعه برای نماز جمعه.ما حق داریم رای دزدیده شده خود را از دزدان پس بگیریم.پس قسم به ندا قسم به سهراب قسم به محسن مان ما پیروزیم چون حق با ماست.کشور را پس بگیریم. والسلام.

لیست خرید فردا 4 شنبه بازار سبز

ایران ب ب ب
ایمیل دریافتی :
لیست خرید فردا 4 شنبه بازار سبز:

1- قلاده ودستبند برای گردوندن رهبر قاتل دور شهر

2- دستمال برای عنتر

3- قفل وزنجیر بزرگ برای بستن موقت مجلس و بقیه تشکیلات ضد مردم

4- فندک و بنزین برای صداوسیما (بخوانید دروغ و تزویر)

5- طناب برای وصل کردن مزدوران به بالای تیر برق البته بعد از محاکمه

6- سرکه ودستمال برای عطر متعفن بسیجی و پاسدار و ناجا

7- ماسک برای جلوگیری ازآنفولانزای خامنه ای و دوربین خوکهای دیگر


قتلگاه کهریزک؛ جنازه کشته شدگان در سطل زباله

مشاهدات یک شاهد عینی از فجایع قتلگاه کهریزک

سایت موج آزادی: این توصیفات را یکی از آزادشدگان کهریزک از دوران بازداشتش در این کشتارگاه نقل کرده است. این جوان دو روز پیش در مقابل دادسرای تهران و پشت در اتاق قاضی حداد این خاطره را در حالی تعریف می کرد که لب‌ها و دهانش از شدت ترس خشک شده بود و هنوز آثار ضرب و شتم در پایین چشم و کنار پیشانی‌اش دیده می‌شد. این خاطره را درست همانطور که او تعریف کرد، تنظیم کردیم تا چیزی از قلم نیفتد:

توی کهریزک هر دو نفر رو می‌انداختن توی یک اتاقک تاریک، تا سه روز از غذا هیچ خبری نبود. باید گرسنگی می‌کشیدیم و به جای غذا کتک مفصل می‌خوردیم. معمولا بچه‌هایی که دستگیر می‌شدند و به اونجا منتقل می‌شدند، در طول راه اونقدر کتک خورده بودن که سلول جای جون دادنشون بود.‌ توی بعضی از این اتاقک‌ها که ازش به عنوان سلول استفاده می‌شد، هم‌سلولی بعضی از معترضین دستگیر شده که از بیرون می‌آوردن، تریاکی‌ها و معتادهایی بودن که قبلا توی کهریزک نگه‌داری می‌شدن.

یک روز صبح بوی خیلی بدی توی سلول‌ها پیچیده بود، بوی تعفن. یکی از معتادهایی که از قبل توی کهریزک نگه‌داری می‌‌شد، یک روز صدای فریادش بلند شد که زندانبان بیا! هم‌سلولی من مرده و بوی گندش همه جا رو ورداشته. وقتی زندانبان اومد چندتا فحش آبدار نثار معتاده کرد و گفت مرتیکه چرا الان می‌گی؟

کاشف به عمل اومد که چون اونجا غذا در حدی که فقط نمیریم بهمون می‌دادن که معمولا هم سیب‌زمینی بود، مرد معتاد، از مرگ جوونی که ۴ روز قبلش در سلول بر اثر شکنجه‌های شدید جون داده بود و مرده بود، به زندانبانش حرفی نزده بود تا سهم غذای هم‌سلولی‌اش هم نصیب خودش بشه و چند روزی از گرسنگی در امان بمونه، تا اینکه بالاخره بوی جسد اون جوون بی‌گناه بلند شده بود و دیگه نتونسته بود تحمل کنه و مجبور شده بود زندانبانش رو خبر کنه.

من صدای زندانبان رو از اتاقک کناری می‌شنیدم وقتی که اومد، در سلول رو باز کرد و دید که اون جوون مرده و بعد از بد و بیراه گفتن به اون معتاد، بهش گفت که جنازه رو بندازه توی سطل آشغالی که بیرون سلول بود. صدای کشیده شدن جسم سنگینی روی زمین بازداشتگاه رو می‌شنیدم، بوی تعفن توی سرم پیچیده بود، و آخر هم صدای سقوط یک جسم سنگین توی یک بشکه حلبی ... به خودم می‌لرزیدم، اون فقط یک نفر بود، من ۳۶ جسد رو با چشم خودم دیدم که به همین وضع کشته شدند و معلوم نیست به کجا منتقل شدند...

در اینجا اشک امان این جوان را برید و دیگر دلم نیامد بیش از این خاطرات تلخ آن روزها را در ذهنش زنده کنم، راهم را کشیدم و با بغضی که گلویم را سخت به درد آورده بود و چنگ می‌زد، از دادسرا خارج شدم. در طول راه به این فکر می‌کردم که آن جوان تا کی کابوس آن لحظات را خواهد دید؟ چه کسی مسئول تنش‌های روانی صدها جوان امثال اوست؟ و چه کسی مسئول مرگ دهها جوانی است که هیچ‌کس نام و نشان آنها را نمی‌داند و حتی جنازه آنها را ندیده؟


قتلگاه کهریزک؛ جنازه کشته شدگان در سطل زباله

مشاهدات یک شاهد عینی از فجایع قتلگاه کهریزک

سایت موج آزادی: این توصیفات را یکی از آزادشدگان کهریزک از دوران بازداشتش در این کشتارگاه نقل کرده است. این جوان دو روز پیش در مقابل دادسرای تهران و پشت در اتاق قاضی حداد این خاطره را در حالی تعریف می کرد که لب‌ها و دهانش از شدت ترس خشک شده بود و هنوز آثار ضرب و شتم در پایین چشم و کنار پیشانی‌اش دیده می‌شد. این خاطره را درست همانطور که او تعریف کرد، تنظیم کردیم تا چیزی از قلم نیفتد:

توی کهریزک هر دو نفر رو می‌انداختن توی یک اتاقک تاریک، تا سه روز از غذا هیچ خبری نبود. باید گرسنگی می‌کشیدیم و به جای غذا کتک مفصل می‌خوردیم. معمولا بچه‌هایی که دستگیر می‌شدند و به اونجا منتقل می‌شدند، در طول راه اونقدر کتک خورده بودن که سلول جای جون دادنشون بود.‌ توی بعضی از این اتاقک‌ها که ازش به عنوان سلول استفاده می‌شد، هم‌سلولی بعضی از معترضین دستگیر شده که از بیرون می‌آوردن، تریاکی‌ها و معتادهایی بودن که قبلا توی کهریزک نگه‌داری می‌شدن.

یک روز صبح بوی خیلی بدی توی سلول‌ها پیچیده بود، بوی تعفن. یکی از معتادهایی که از قبل توی کهریزک نگه‌داری می‌‌شد، یک روز صدای فریادش بلند شد که زندانبان بیا! هم‌سلولی من مرده و بوی گندش همه جا رو ورداشته. وقتی زندانبان اومد چندتا فحش آبدار نثار معتاده کرد و گفت مرتیکه چرا الان می‌گی؟

کاشف به عمل اومد که چون اونجا غذا در حدی که فقط نمیریم بهمون می‌دادن که معمولا هم سیب‌زمینی بود، مرد معتاد، از مرگ جوونی که ۴ روز قبلش در سلول بر اثر شکنجه‌های شدید جون داده بود و مرده بود، به زندانبانش حرفی نزده بود تا سهم غذای هم‌سلولی‌اش هم نصیب خودش بشه و چند روزی از گرسنگی در امان بمونه، تا اینکه بالاخره بوی جسد اون جوون بی‌گناه بلند شده بود و دیگه نتونسته بود تحمل کنه و مجبور شده بود زندانبانش رو خبر کنه.

من صدای زندانبان رو از اتاقک کناری می‌شنیدم وقتی که اومد، در سلول رو باز کرد و دید که اون جوون مرده و بعد از بد و بیراه گفتن به اون معتاد، بهش گفت که جنازه رو بندازه توی سطل آشغالی که بیرون سلول بود. صدای کشیده شدن جسم سنگینی روی زمین بازداشتگاه رو می‌شنیدم، بوی تعفن توی سرم پیچیده بود، و آخر هم صدای سقوط یک جسم سنگین توی یک بشکه حلبی ... به خودم می‌لرزیدم، اون فقط یک نفر بود، من ۳۶ جسد رو با چشم خودم دیدم که به همین وضع کشته شدند و معلوم نیست به کجا منتقل شدند...

در اینجا اشک امان این جوان را برید و دیگر دلم نیامد بیش از این خاطرات تلخ آن روزها را در ذهنش زنده کنم، راهم را کشیدم و با بغضی که گلویم را سخت به درد آورده بود و چنگ می‌زد، از دادسرا خارج شدم. در طول راه به این فکر می‌کردم که آن جوان تا کی کابوس آن لحظات را خواهد دید؟ چه کسی مسئول تنش‌های روانی صدها جوان امثال اوست؟ و چه کسی مسئول مرگ دهها جوانی است که هیچ‌کس نام و نشان آنها را نمی‌داند و حتی جنازه آنها را ندیده؟


جوانان اعتراضات شبانه را به خیابانها می کشانند


فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از مناطق مختلف تهران،جوانان اعتراضات شبانه را به خیابانها می کشانند و مردم را تشویق به همراهی با خود می کنند آنها در طی حرکت خود اقدام به دادن شعار مرگ بر دیکتاتور و بانگ الله اکبر کردند

مردم تهران در مناطق مختلف بصورت همزمان از ساعت 22:00 بر بام منازل و در کوچه های خود قرار گرفتن و بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند. در بعضی از مناطق جوانان شیوۀ جدیدی از اعتراضات را شروع کرده اند، جوانان هر محل در یک خیابان محل خود جمع می شوند و با سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور مردم را تشویق به همراهی می کنند. این شیوه در چندین محل بکار گرفته شده. آنها از ساعت 22:00 تا ساعت 22:30 به این شیوه اعتراضات شبانه خود ادامه دادند.

مناطقی که امشب مردم تهران دست به اعتراضات شبانه زده بودند عبارتند از ؛ آزادي ، تهران پارس ،‌شمس آباد ،‌اكباتان ،‌ونك ،‌تخت طاووس ،‌فاطمي ، سيدخندان ،‌ميرداماد ، شريعتي ،‌تجريش ،‌اقدسيه ،‌پونك ، توحيد ، ستارخان ،‌گيشا ،‌جمهوري می باشد

امشب شدت اعتراضات در توحيد و تجريش ، شمس آباد بيشتر از ديگر مناطق تهران بود.


20 مرداد 1388 برابر با 11 اوت 2009


دیدگاه از مسکو و واشنگتن به ایران؛ اوضاع نامساعد

رادیو صدای روسیه، خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، 20 مرداد ماه

"آریل کوهن" کارشناس بنیاد "میراث" واشنگتن و "فئودور لوکیانوف" دبیر مجله "روسیه در سیاست جهانی" در مصاحبه ای با سرویس روسی شبکه بریتانیایی بی بی سی به بررسی دیدگاه روسیه و آمریکا نسبت به اوضاع در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری پرداختند:

پرسش: احمدی نژاد برای چند سال دیگر رئیس جمهور ایران شد. در واشنگتن در این رابطه چه می گویند؟

کوهن: دولت باراک اوباما می گوید که باید دست خود را بسوی ایران دراز کرد. آنها همچنان با دست دراز شده بسوی ایران ایستاده اند و از ایران هیچ چیزی بغیر دشنام هایی که مقامات ایران می دهند، دریافت نکرده اند. در عین حال دولت پیشین جرج بوش و محافظه کاران نظری بسیار منفی نسبت به اوضاع کنونی در ایران دارند. بعقیده آنها تلاش های دیپلماتیک و مذاکرات نتیجه نداده اند و مشکل هسته ای ایران هنوز حل نشده است. از این رو افرادی همانند "جان بولتون" معاون سابق وزیر خارجه می گویند که "ایران را باید زد". پس می بینید که عقاید بسیار مختلف هستند.

پرسش: آقای لوکیانوف در این رابطه در مسکو چه می گویند؟

لوکیانوف: در مسکو موضع متداول خود را دارند که نه تنها مربوط به ایران و بلکه بسیاری دیگر از کشورها نیز می شود. این موضع بر این پایه است که انتخابات در کشورها، از امور داخلی هر کشوری است. اما در روسیه وقفه ای بوجود آمد که چگونه نسبت به اوضاعی که در ایران پس از اعلام نتایج رای گیری دیده شد، واکنش دهند. سطح دیدار احمدی نژاد با مدویدیف در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در یکاترینبورگ که او دو روز پس از انتخابات به آنجا سفر کرد، پایین آمد و از دیدار مشروح دوجانبه به دیداری پروتکلی رسید. با این حال روسیه این انتخابات را برسمیت شناخت.

در پایان این مصاحبه آمده است: این دو کارشناس خاطر نشان می کنند که اوضاع در ایران بسیار پیچیده و نامساعد است. در این کشور مبارزه بین گروه ها کاملا آشکارا ادامه دارد و معلوم نیست اوضاع در آینده چگونه توسعه خواهد یافت. این بدتر از هر چیز معینی است.


موئتلفه بازار : عقب نشینی و تعطیلی بازار یک شکست و آغاز ریزش است


ایران ب ب ب
hamvatanbarkhiz:با تماسهای پی در پی که با چند دوست بازاری به خصوص در بازار زرگرها داشتم . الان خبر رسید که هیئت مئتلفه بازار در جواب نامه هیئت امنای بازار را مبنی بر تعطیلی بازار زرگران در روز چهارشنبه . این تعطیلی را مردود دانسته و اعلام کرده این تعطیلی به مثابه عقب نشینی . آغاز ریزش وحدت بازاریان و نشان دادن چراغ سبز به ضد انقلابیون است که تبعات آن به کل بازارسرایت میکند و منجر به شکست است و از این صنف درخواست کرده که پایدار تر و استوارتر از روزهای دیگر در محل کار خود حضور داشته باشند تا با اینکار خود یکبار دیگر به دشمنان نشان دهند که این خیالات که بازار ارکان انقلاب را فراموش کند و به صف ضد انقلابیون بپیوندد یک واهمه و خیال باطل است . و به صورت شفاهی گوشزد شده که با تعطیل کردن مغازه ها یرخورد میشود . متن کامل این نامه را بزودی منتشر میکنیم .


ورزش ، خیزش رژیم و خاک گورستان !


از : ایراندخت دل آگاه
پس از خیزش و خروش همگانی مردم بر علیه ستم های سی ساله رژیم دینی در ایران و به خلاف عربده کشی های محمودک احمدی نژاد و دیگر سرباران چپاولگر و جنایت پیشه – که هرگز شایسته نام « سردار » نبوده اند ، اگر چه خود را به این نام می خوانند – رژیم مانده است که چه خاکی بر سرش بریزد تا از هر گونه تجمعی جلوگیری کند . چرا که نیک می داند ، هر گردهمایی هرچند اندک ، می تواند به خیزابی بلند برای براندازی بدل گردد .
این است که می کوشد ، از پیوستن قطره ها به هم و ساختن یک موج خروشان ، پیشگیری کند . این کار آسانی نیست البته . هر چه باشد در هر کشوری بر پایه نیازها ، هر از گاه گردهمایی هایی برپا می شود ؛ تفاوتی هم نمی کند که این نشست و گردهمایی در زمینه مسایل دانشگاهی باشد یا در حوزه ورزش .
روز سه شنبه بیستم مرداد از تلویزیون گزارشی پخش شد که به موضوع حضور تماشاچیان فوتبال در ورزشگاه ها اختصاص یافته بود . در این گزارش مصاحبه هایی با « لیدر » ها صورت گرفته بود . برای آنانی که نمی دانند در حوزه ورزش فوتبال ، « لیدر » ها دیگرچه صیغه ای هستند ؟ باید گفت که این ها همان « ممد بوقی » های نوع حکومت آخوندی اند که با دریافت « مواجب » چشمگیر نه تنها شعارها را تنظیم کرده و با صدای بلند فریاد می کنند بلکه به یاری نوچه های خود آن را به گوش دیگر تماشاچیان حوزه سرپرستی شان می رسانند تا همه یک صدا شعاری یکسان را سر دهند و همبستگی خود را به سود یک تیم و یک « خواسته » به نمایش بگذارند. کاری که هر « لیدر » ی در هر امر دیگری هم باید انجام دهد و می دهد . با این تفاوت که این « لیدر » های میادین ورزش اسلامی نه تنها قدرت فضاسازی علیه یک ورزشکار و مربی و امثال اینها را دارند ، بلکه می توانند و می کوشند تماشاچیان را چنان مهار کنند که مبادا پایشان را از گلیمشان درازتر کنند و یادشان برود که حکومت این کشور ، حکومتی دینی از نوع خلیفه گری شیعه است .
جالب آن که این ها دقیقا همین واژه « لیدر » را که یک واژه انگلیسی است با خود یدک می کشند و رژیم اسلامی که سی سال کوشیده زبان عربی را حتا جایگزین زبان پارسی کند ، به هیچ روی از به کار بردن آن حتا در برنامه های صدا و سیمای اش ابایی ندارد و با « استعمال » اش در این حوزه ( ! ) مخالفتی نمی ورزد . هرچه باشد این « لیدر » ها خودی اند و در خدمت نظام اسلامی !
جنابان « لیدر » ها که یکی از یکی تنومند تر و به قول فیلمفارسی چی ها « داش مشتی » تر بودند جلوی دوربین می ایستادند و درباره نتایج جلسه ای که با مسوولان ورزش کشور داشتند داد سخن می دادند . یکی می گفت من از زمان « امجدیه » که هنوز ورزشگاه آزادی ساخته نشده بود ، کارم این بوده و آن دیگری به بیست سال سابقه خود در امر شعاردهی های ورزشی اشاره می کرد و سومی هم از چند سال تلاش بی وقفه خود در راه هدایت تماشاچی ها .
بی خود نیست محمودک احمدی نژاد از کاهش بیکاری و شمار بیکاران در کشور سخن می گوید !
چه پزی هم می دهند لابد خانواده های این جنابان ! احتمالا هر جا می نشینند با سربلندی می گویند که عضو خانواده ما یک « لیدر » است !
یک شعبان بی مُخ را هزار بار بر سر حکومت پیشین سرکوفت زدند که هزاران شعبان بی مخ بسازند برای بقای حکومت خودشان . شعبان بی مخ هایی که با شغل نان و آبدارشان ، حسابی برو بیایی دارند در میان اهل محل . مادربزرگم اگر بود می گفت : کپک بزند آن یک لقمه نانی که زده شده باشد توی روغن کرمانشاهی که از مَشک نوکری و کاسه لیسی بیرون آمده !
بگذریم .
آقایان سپس درباره جلسه مشترک با مسوولان ورزش لب به سخن گشودند و اظهاراتی فرمودند بس شنیدنی . یکی شان می گفت : « ما بدون کمک نیروی انتظامی پشتمون خالی ست » . دومی می گفت : « ما دلمون می خواد ولی ... » ( حالا چی را این جناب لیدر دلش می خواست ، این نگارنده نمی داند . چون چنان سانسوری در پخش گزارش بود که دریافت خواسته ایشان تنها بر پایه حدس و گمان ، شدنی بود ) سومی هم می گفت « آقا ما بدون کمک نیروی انتظامی و حراست سازمان ( ! ) و نیروی مستقر در ورزشگاه کاری از دستمون برنمیاد » ! چهارمی هم در حالی که بیشتر با دستان اش سخن می گفت ، افزود : « آقا درد ما این سربازهای توی ورزشگاهن . ما به یاری بر و بچه ها تلاشمونو می کنیم ... ولی خب ... بآس از ما توقع زیادی نداشته باشن » .
از سخنان دیگران هم می شد به جمع بندی هایی رسید .ولی کوتاه سخن این که هر کسی شنونده و بیننده این برنامه بود ، یک نشانه روشن را می توانست از میان این همه پرگویی های بی ارزش دریابد . این که رژیم سر در گم و پا در گل مانده است .
این که رژیم نمی داند با موضوع ورزش و حضور تماشاچی ها در ورزشگاه ها چه کند ؟
این که رژیم نمی داند دیگر گردهمایی ها را چگونه کنترل کند تا شعاری مخالف منافع که سهل است ، مخالف ادامه حیات اش سر داده نشود؟
این که پس از این خیزش و خروش همگانی چه خاکی بر سر بریزد تا وضع کنونی به همان اوضاع سی سال گذشته بازگردد ؟
چه کند که این مردم به جان آمده از سی سال ستم ، همچنان خاموش، به خواسته هایش تن بدهند و هوای برچیدن بساط حکومت را از سر به در کنند ؟
رژیم گرگ خو ، ملت را همچنان « بره » می طلبد . بره هایی که در پی هر نافرمانی ، بشود به مسلخ شان برد و بی صدا خون شان را ریخت . غافل از آن که بره ها هم بزرگ می شوند ؛ چه رسد به آدمی زادگان !
رژیم به بن بست نابودی رسیده است . پشت سرش توده های میلیونی ایستاده اند که خواسته ای ندارند جز نابودی اش . همان پسرکانی را که این رژیم معتاد کرده ، همان زنان و دخترکانی را که برای بردگی جنسی به شیخ نشین ها فرستاده ، همان دانشجویانی را که برای یک خواسته صنفی به زندان افکنده ، همان خانواده هایی را که به عزای فرزند نشانده ، همان کارگران و معلمانی را که سرکوب کرده و .. و .. همگی خواستار فروپاشی این رژیم اند .
رژیم دینی در ایران به راستی چاره ای ندارد جز آن که خاک گورستان بر سر بریزد و هر چه زودتر با اراده و دستان خویش بساط اش را برچیند ؛ پیش از آن که این مردم صبور تومار هستی اش را در هم بپیچند !

فراخوان به تظاهرات

ایران ب ب ب
بنام نامی‌ ایران و بنام آنان که در راه آزادی وطن عاشقانه گام نهاده و با نثار خون پاکشان به نام وطن معنا بخشیدند.

هموطنم،همرزمم،میدانم که تو نیز با دیدن تصاویر جانکاهی که از ایران می‌رسد،تصاویر اعدام و زندان،باتوم و گلوله بر هموطنانمان در رنج و عذابی.

میدانم که تو نیز در خشمی،از سرکوب و خشونت،از تجاوز به خواهر و برادر هموطنمان.

میدانم که تو نیز میدانی،بعضی‌ از دولتها و مزدوران رژیم و همچنین بعضی‌ از هموطنانمان هم،آگاهانه یا نا آگاهانه،سعی‌ در تخریب انعکاس فریاد مردم مبارزمان دارند و سعی‌ در محدود کردن و یا به یک گروه خاص نسبت دادن خیزش بزرگ ملت را داشته و به خاطر منافع شخصی‌ یا گروهی خود نمیخواهند که تغیراتی‌ اساسی‌ در وطن بوجود آید وهنوز سعی‌ در مماشات با رژیم ملایان دارند و هنوز در انتظارند که از این افعی کبوتری بدنیا آید.

اما من و تو که آگاهیم،اما من و تو که میدانیم این رژیم اصلاح ناپذیر است.اما من و تو به گواهی تاریخ آگاهیم که ترکیب مذهب با سیاست یعنی فشار،یعنی شکنجه،یعنی زندان و اعدام،یعنی محدودیت،یعنی هر ارزشی ضد ارزش.

پس بیا با هم،با هر گویش و گریشی،با هر مرام سیاسی و حزبی که داریم،تمامی‌ اختلافات سیاسی و خواسته‌های حزبی خود را برای بعد از سرنگونی جمهوری جهل و جنایت گذاریم.

اگر اعتقاد به دموکراسی و حق مالکیت مردم داریم،بگذاریم بعد از سرنگونی رژیم،مردم و نمایندگان واقعی آنان در مجلس برای رنگ و نوع پرچم،برای قانون اساسی‌، برای پادشاهی یا جمهوری تصمیم بگیرند.

در هر حال هدف همه ما یکی‌ است:سرنگونی رژیم جنایتکار و قاتل،و آزادی برای مردم.

و اما وظیفه ما ایرانیان در تبعید این است که انعکاس واقعی فریاد مردم مبارزمان بوده و دنیا را به سویی بریم که متوجه شوند طرف حساب آنان،مردم و جنبش آزادیخواهانه ملت است،نه رژیم و عوامل آن،نباید اجازه دهیم لابی‌های رژیم از اختلاف ما سؤ استفاده کرده و مسیر مبارزاتی مردم را به انحراف ببرند.

باشد که این فعالیتها راهی‌ باشد برای ائتلافی بزرگ بر علیه این بزرگترین ضحاک زمان و راه گشایی باشد برای دستیابی به دمکراسی واقعی در وطن عزیزمان ایران.

پس هموطن،اگر تو نیز با من هم عقیده هستی‌،در انتظار تو هم رزمم خواهم ماند،بدون اینکه بخواهم بدانم که آیا مسلمانی یا مسیحی‌،زرتشتی هستی‌ یا یهودی،مجاهدی یا کمونیست،سلطنت طلبی یا مشروطه،سبزی یا قرمز.که من و تو،ما شویم بر علیه سنگسار حقوق بشر در ایران.

ایرانیان در تبعید

مکان:میدان شومن - مقابل کمیسیون اروپا – بروکسل

Rue de la loi 175 Bruxelles (place shuman)

زمان:شنبه ۱۵/۰۸/۲۰۰۹ ساعت14 :00 :

تماس:سامان ۰۴۸۸۰۱۲۹۵۴

samanefarda@yahoo.com


مصطفی درحال گفتن بانگ «الله اكبر» و در آغوش پدرش به شهادت رسید


ایران ب ب ب
جزئیات شهادت دانشجو مصطفی غنیان: مصطفی درحال گفتن بانگ «الله اكبر» و در آغوش پدرش به شهادت رسید.

شهید مصطفی غنیان دانشجوی 26 ساله مقطع كارشناسی ارشد مهندسی معماری در شب 27 خرداد اولین چهارشنبه پس از انتخابات در حال گفتن تكبیر بر روی بام ساختمان 8 طبقه در محله سعادت آباد تهران به ضرب گلوله تك تیر انداز های مستقر در ساختمان های اطراف به شهادت رسید. به گزارش خبرنامه امیرکبیر پیش از این به دلیل همزمانی شهادت این دانشجو با وقایع كوی دانشگاه تهران، نام شهید غنیان در اسامی شهدای كوی دانشگاه تهران منتشر شده بود، درحالی كه وی بر پشت بام خانه دانشجویی خودش در منطقه سعادت آباد مورد هدف تك تیراندارها قرار گرفت و در آغوش پدرش به شهادت رسید. بنا به این گزارش در شب شهادت شهید غنیان، حاج محمد تقی غنیان پدر شهید مصطفی غنیان که از چهره های سرشناس انقلابی مشهد و دوران قبل از انقلاب است از سفر آلمان به ایران برمیگردد و از فرودگاه به منزل دانشجویی فرزندش، شهید مصطفی میرود. به گفته یكی از اعضای خانواده غنیان، شهید غنیان ضمن پذیرایی از پدرش با چای و هندوانه به پدرش میگوید: «ما این شب ها بالای پشت بام الله اكبر میگوییم، تا شما هندوانه تان را بخورید و استراحت كنید من بالای پشت بام میروم و امشب زودتر برمیگردم.» از پدر شهید غنیان نقل شده كه: «پس از مدت كوتاهی متوجه سرو صدای زیاد در ساختمان شدم و ناگهان در منزل به شدت كوبیده شد. در را كه باز كردم یكی از همسایه گفت مصطفی روی پشت بام با شما كار دارد، بیایید بالا» پدر شهید غنیان هنگامی كه به پشت بام ساختمان هشت طبقه میرسد به وی می گو یند كه به علت تیراندازی باید سینه خیز روی بام برود و در این هنگام پدر شهید غنیان پیكر نیمه جان فرزندش را در حالی كه یك گلوله شقیقه اش را سوراخ كرده در آغوش میگیرد، مصطفی پس از دقایقی در آغوش پدر به شهادت میرسد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر خانواده این شهید پس از تحویل جسد به پزشكی قانونی و تنظیم شكایت از قاتلان وی با دادن تعهد مبنی بر عدم برگزاری مراسم ختم و یادبود و با وساطت دفتر واعظ طبسی كه از دوستان قدیمی پدر شهید غنیان میباشد، موفق به دریافت جنازه فرزند شهیدشان پس از چند روز میشوند. پدر شهید غنیان در مراسم ترحیم فرزند شهیدش در مسجد قبا شهر مشهد اینچنین میگوید: «... فرزندم این لیاقت را داشت که در راه اسلام و قرآن و در راه حفظ استقلال این کشور و در راه آزادی ملت مسلمان و عزیز ایران تنها سرمایه اش را که جانش بود غریبانه نثار کند.» دروغگویی خبرگزاری فارس و روزنامه های وطن امروز و ایران و تكذیب پدر شهید غنیان خبرگزاری فارس و روزنامه های وطن امروز و ایران دوروزنامه اصلی حامی دولت كودتا خبری مبنی بر اینكه پدر شهید غنیان در مجلس ختم فرزندش در سخنانی در «مسجد كرامت» مشهد، مهندس موسوی را مسئول شهادت فرزندش میداند، منتشر می كنند. این خبر دروغ در حالی منتشر میشود كه تنها مراسم ختم شهید غنیان در «مسجد قبا» واقع در بلوار خیام مشهد برگزار شده است، نه در مسجد «كرامت» كه در خیابان شیرازی و اطراف حرم امام رضا واقع است. این عمل ناجوانمردانه رسانه های حامی كودتا با عكس العمل شدید پدر شهید غنیان در مشهد روبرو می شود. به نحوی كه فشارهای نهادهای انقلابی و دوستان پدر شهید غنیان مانند استان قدس رضوی، خبرگزاری ایرنا منطقه خراسان را مجبور به مصاحبه با پدر این شهید و درج تكذیبیه وی میكند. ولی با این حال تا كنون رسانه های كودتاچیان خبردروغ و جعلی خود را تصحیح نكردند. عكس صفحه خبر دروغ خبرگزاری فارس:

بخش هایی از تكذبیه پدر شهید غنیان به صورت سانسور شده در خبرگزاری ایرنا منطقه خراسان منتشر شده است را می خوانید : « ... در یکی از این روزنامه ها چاپ روز چهارشنبه هفته گذشته آمده بود که " در مراسم ترحیم مصطفی غنیان طی روز گذشته در مسجد کرامت پدر وی چنین مطالبی عنوان کرده است. در حالی که مراسم ختم فرزند من روز شنبه 30 خرداد 88 آن هم در مسجد قبا برگزار شده بود و در آن هیج مطلبی مبنی بر اتهام زنی به فردی یا افرادی من نگفتم، اما متاسفانه بعد از آن چند روزنامه به آن استناد کرده و مطالب کذب را دوباره تکرار کرده و به آن دامن زدند. وی اظهار داشت: من در مراسم ختم فرزندم تنها به منظور تقدیر از لطف جمع کثیری از دوستان و شهروندان مطلبی را تهیه و قرائت کردم که هم فایل صوتی و تصویری و هم دستنوشته آن وجود دارد. وی متن آنچه که در این مراسم قرائت کرده را خواند. در بخشی از این مطلب آمده است: "پروردگارا تو را سپاس می گویم و نیکوترین درودهایم را بر ارواح مطهر خاتم الانبیا محمد مصطفی (ص) و ولی و حجت برحقت علی مرتضی (ع) و صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) و یازده فرزند پاکش تا قطب عالم امکان مهدی موعود با ذکر صلواتی بر محمد و آل محمد (ص) نثار میكنم. پروردگارا : تو خود فرمودی که بندگانت را می آزمایی ، پروردگار عزیز من، مرا به سخت ترین روش آزمودی و در فاصله کمتر از پنج دقیقه که پسرم مصطفی از من جدا شد او را در حالی که به سرش گلوله خورده بود در روی پشت بام طبقه هشتم ساختمان غرق در خون در آغوشم افکندی. همانجا بود که گفتم "فاذا جاء اجلهم لایستاخرون ساعته و لا یستقدمون و بی اختیار به یاد آقا و مولایم حسین (ع) افتادم . ...در آن شهر غریب و در آن شب هولناک و در آن دل شب من کسی را نداشتم و باز بی اختیار به یاد ولی نعمتم علی ابن موسی الرضا (ع) غریب الغربا افتادم که به دور از اهل و عیال از مدینه کوچ کرد و در توس به غربت جان سپرد، باز از غم غربت به خود نالیدم و با خود زمزمه کردم که خدا ز آستان رضایم جدا نکند من و جدایی از آن آستان خدا نکند

از دامن کرمش دست التجا نکشم گدای، دامن صاحب کرم رها نکند پروردگارا: تو خود شاهد باش از امانتی که به من سپرده بودی 26 سال نگهداری کردم و تا جایی که در توانم بود در تربیتش کوشیدم که خدا شناس، با ایمان، مردمدار، با عاطفه و با اخلاق شود که خوشبختانه چنین بود و چنین شد و خود مصطفی هم پذیرش این را داشت او پسری متدین، فروتن، متواضع، خوشرو و با اخلاق و به قول همه دوستانش "با مرام" بود و این لیاقت را داشت که در راه اسلام و قرآن و در راه حفظ استقلال این کشور و در راه آزادی ملت مسلمان و عزیز ایران در طبق اخلاص تنها سرمایه اش را که جانش بود غریبانه نثار کند.»

مردم در اعتراضات شبانه سرنگونی رژیم دیکتاتوری ولی فقیه را خواستار شدند


ایران ب ب ب
اعتراضات شبانه مردم تهران توام با نفرت از جنایتهایی که صورت گرفته است
بنابه گزارشات رسیده از نواحی و مناطق مختلف تهران همانند شبها و هفته های گذشته بر نقاط مختلف قرار گرفتند و با ندای الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور خواستار بر چیده شدن دیکتاتوری ولی فقیه در ایران شدند.
مردم تهران بصورت خانوادگی بر بام منازل ،کوچه ها و خیابانهای فرعی حاضر شدند و شعار رسای مرگ بر دیکتاتور را سر دادند و با بانگ الله اکبر از خداوند یاری می جستند که مرگ دیکتاتوری ولایت فقیه را فرا رساند. دیکتاتوری ولی فقیه که حکم قتل و تجاوز و شکنجه را بعنوان وظیفه به سرکوبگران خود توصیه می کند و اسیران بی دفاع را در معرض دستورات درنده خوی خود قرار می دهد. مردم با شنیدن دنائت و رذالت با اسیران بی دفاع در زندانهای ولی فقیه به خشم آمده اند. و امشب در بعضی مناطق بصورت گسترده حتی آنهائی که تا قبل از این با همسایگان خود از سر دادن شعارها مخالفت می کردند خود به سر دادن بانگ الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور پرداختند.
مردم اکثر مناطق بر پشت بامهای خود حاضر بودند که از جملۀ آنها ؛ جنت آباد ، صادقيه ،ونك ،آزادي ،تهران پارس ،توحيد ، ستارخان ،تجريش ،سيد خندان ،مطهري ،تخت طاووس ،مير داماد ،جمهوري ، قيطريه ،شمس آباد که از ساعت 22:00 اغاز و تا ساعت 22:30 ادامه یافت
شدت اعتراضات در تجريش ،توحيد ،صادقيه بيشتر از ديگر مناطق تهران ب
نیروهای سرکوبگر ولی فقیه که مورد نفرت مردم هستند سرخورده و مایوس در بعضی از مناطق بصورت گله ای پرسه می زنند .
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
19 مرداد 1388 برابر با 10 اگوست 2009

قطعنامه مشترک در مورد وضعیت ایران


کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران
قطعنامه مشترک کانون وکلای کره، انجمن روزنامه نگاران آسیا و شیرین عبادی در مورد وضعیت ایران

انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد در ایران اعتراضات مردمی گسترده ای بدنبال داشت. دولت ایران با سرکوب اجتماعات معترضین و سانسور مطبوعات عکس العمل نشان داد.

به ویژه، دو وکیل آقایان سلطانی و دادخواه بدون دسترسی به وکلای خود دستگیر شده و در بازداشت بسر میبرند. چهل ویک روزنامه نگار از جمله آقای مهدی یزدانی وآقای خرم بازداشت شده اند. سی و یک نفر از آنان پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شده اند و حق تماس با وکیل از آنان سلب شده است. علیرضا افتخاری جان باخته است.

پس از انتخابات دولت سرکوب آزادی بیان و مطبوعات را تشدید و فعالیتهای وکلا را بسیار محدود کرده است. دولت ایران خبرنگاران خارجی را اخراج و آزادی بیان آنها را سلب کرده است.

بنابر این وقایع، ما قویا از دولت ایران میخواهیم که:

1- سانسور و سرکوب مطبوهات را بلافاصله متوقف کرده و آزادی بیان را تضمین کند

2- تمامی روزنامه نگاران و وکلای بازداشت شده را بلافاصله و بدون قید و شرط آزاد کند

3- به خبرنکاران خارجی اجازه حضور و پوشش اخباردر ایران دهد

ما همچنین از سازمان ملل و نهادهای بین المللی میخواهیم که با استفاده از تمامی اهرمهایی که در اختیار دارند برای تضمین آرادی بیان در ایران تلاش کنند.

11 آگوست 2009 برابر با 20 مرداد 1388

شیرین عبادی (برنده جایزه صلح نوبل 2003)

کانون وکلای کره

انجمن روزنامه نگاران آسیا