نوشتۀ: منشه امیر – اورشلیم
آن دوران گذشته که آنان می توانستند هر زوری را به ملت ایران بگویند و آن ها دم بر نیاورند!آیت الله علی خامنه ای شمشیر را از رو بسته و می گوید که انتخابات صددرصد درست بوده است، موی لای درزش نمی رود و هرکس هم که اعتراض می کند خائن است و قصد آشوب دارد و مجازات خواهد شد.بدین سان، ولی مطلقه فقیه، که ظاهرا همیشه باید فراتر از جانب گیری های جناحی رفتار کند، در کنار احمدی نژاد و سپاه پاسداران و مصباح یزدی و همه آنانی قرار می گیرد که می خواهند حتی به نظام جمهوری اسلامی پایان دهند و یک فاشیسم اسلامی برپا سازند که در آن دیگر از انتخابات و رای مردم و اجماع و همخوانی نشانی نمانده باشد. سید علی خامنه ای در "فصل الخطاب" خود گفت: «جمهوری اسلامی اهل خیانت در آراء مردم نیست». او حتی منتظر آن نشد که شورای نگهبان آن بررسی ظاهری و سطحی و نمایشی را درباره ده درصد از آراء انجام دهد تا معلوم شود که تا چه میزان در شمارش آراء تقلب شده یا نشده است. او، ولی فقیه است، با ائمه و اطهار گفت و شنود دارد! و همه چیز را می داند و نیازی به بررسی شورای نگهبان نیز ندارد.امروز دیگر مردم ایران می بینند که هیچ تفاوتی بین احمدی نژاد و علی خامنه ای وجود ندارد - هر دو در یک راستا قرار دارند و در یک جناح سینه می زنند- و این بزرگترین اشتباه سیاسی خامنه ای است، زیرا روزی که بنیان قدرت احمدی نژاد فرو ریزد (که فرو خواهد ریخت)- انگشت اتهام به سوی خود رهبر دراز خواهد شد و آنگاه فریاد "مرگ بر دیکتاتور" مفهوم واقعی خود را می یابد و آن تمامیت نظام است. با خطبه روز گذشته خامنه ای، همان فصل الخطابی که اتمام حجت است، مردم ایران آشکارا می بینند که هیچ راه گریزی برایشان باقی نگذاشته اند و تنها راهکاری که باقی مانده برانداختن رژیمی است که سی سال مردم را فریب داده، ولی هرگز چهره واقعی اش این چنین عریان و نمایان نشده است. با حمایت قاطعانه ای که خامنه ای از احمدی نژاد و نتایج تحریف شده و جعلی انتخابات به عمل آورد، یک بار دیگر بیش از پیش آشکار شد که دور اول ریاست جمهوری احمدی نژاد نیز "انتصابات" بود و نه "انتخابات". او را آورده بودند که آن هشت سال دوران به اصطلاح "اصلاح طلبی" محمد خاتمی را باطل کند و اثری از آن باقی نگذارد. آنها گرباچف ایران نمی خواستند که راه را برای یک دگرگونی آرام نظام سیاسی هموار کند. بدین سان، گرباچف دوم هم که میرحسین موسوی تلقی شده، حق ندارد در انتخابات پیروز شود و قدرت را به دست گیرد. خامنه ای گفت: «جمهوری اسلامی اهل خیانت درآراء مردم نیست». چه دروغی بزرگتر از این تواند بود؟چه کسی در ایران یا جهان می تواند این ادعا را باور کند؟خیانت به رای مردم را آنها در مرحله تائید یا رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی آغاز کردند. سه نفر را در برابر احمدی نژاد قرار دادند که اطمینان داشتند هر سه وفاداران رژیم هستند و دست از پا خطا نخواهند کرد و از این مبارزه نمایشی پا فراتر نخواهند گذاشت. یکی هشت سال نخست وزیر بود (آنهم در دوران ریاست جمهوری حجت الاسلام علی خامنه ای) و نشان داد که می تواند مشکلات اقتصادی در آن شرائط جنگی را حل کند. دیگری سالها فرمانده سپاه پاسداران و ستون اصلی حفاظت از رژیم بود که هنوز هم همان است و حتی حاضر نیست از اعتراض های مردمی برای ابطال نتایج انتخابات دفاع کند. امیدش آن است که اگر اوضاع به نحوی جریان یابد که برای فرو نشاندن خشم مردم چاره ای جز برکناری احمدی نژاد نباشد، انگشت استقبال را به سوی او دراز کنند و وی را رئیس جمهوری آینده سازند.برایشان بسیار اهمیت داشت به باراک اوباما نشان دهند که از حمایت مردمی برخوردارند و ایرانیان از انتخابات استقبال می کنند و درصد بالائی از آن ها رای می دهند. در صد حضور مردم، برایشان سرنوشت ساز بود. آمدند و آن مناظره های تلویزیونی را راه انداختند و بحث را داغ کردند و بر فساد و کاستی ها انگشت گذاشتند تا چنین تداعی کنند که از این پس کشتی بان را سیاستی دگر پدید آمده است. ترفندشان سودمند افتاد و درصد رای دهندگان بی نظیر بود – ولی آنان تا این حد هوش و ذکاوت نداشتند که بدانند ممکن است کنترل از دستشان خارج شود و مردم آرمان واقعی خود را فریاد کنند – که آن، برانداختن تمامیت رژیم است!خامنه ای گله می کند که از سه ماه پیش از برگزاری انتخابات شکایت می کردند که یک جعل و تحریف گسترده به سود احمدی نژاد در حال برنامه ریزی است، و استدلال می کند که در هر صورت، بازندگان، از قبل راه شکایت خود را هموار کرده بودند. ولی کیست که نداند از همان سه ماه پیش برنامه ریزی جعل و تحریف شتاب بیشتری یافته بود و هر روز گسترده تر می شد، تا آنجاکه هاشمی رفسنجانی یک روز پیش از اخذ رای در نامه بی سابقه ای به رهبر رژیم هشدار داد که تقلب های گسترده در راه است و خواستار جلوگیری از آن شد! چه کسی بهتر از رفسنجانی می تواند جعل و تقلب انتخابات را بو کند؟ یادتان رفت که در انتخابات پیشین نیز به همین ترفند دست زدند و احمدی نژاد را پیروز از صندوق رای بیرون آوردند؟ (و هاشمی گفت که شکایت خود را به پروردگار می برد زیرا در کره زمین کسی نیست که به داد او برسد!)اگر معیار رژیم رای مردم است، پس چرا اعتراض های مردمی را سرکوب می کنند و به دروغ آن را غیرقانونی می خوانند؟ بروید و قانون اساسی خود رژیم تان را بخوانید و ببینید که در هیچ کجای آن گفته نشده که تظاهرات آرام مردم ممنوع است و یا نیاز به مجوز دارد. گذشت آن دورانی که به مردم دروغ می گفتید و حقایق را تحریف می کردید و واقعیات را دگرگون جلوه می دادید! امروز مردم ایران بیدار شده اند – زیر بار حرف زور نمی روند، تحریف ها را نمی پذیرند، استدلال های کودکانه را قبول ندارند، از دهن دریدگی های احمدی نژاد جانشان به لب رسیده و اگر خامنه ای هم می گوید که دیدگاهایش به احمدی نژاد نزدیک تر است – گر ه گاهی با هم بحث دارند- پس بنابراین، خشم مردم مستقیما متوجه رهبر حکومت، و مستقیما متوجه تمامیت رژیمی است که مردم را صغیر می داند و آنان را وسیله اجرای نیات ناپاک خود قرار می دهد و هرگاه که لازم دانست مردم را به صحنه می آورد و هرگاه که احساس خطر کرد، تظاهرات و راه پیمائی های مسالمت آمیز مردم را سرکوب می کند و آزادیخواهان را می کشد و یا آنان را مصدوم و معلول می کند.هنگامی که همه راهها و همه رسانه ها و همه بلندگوها را به روی مردم بسته اند، تنها یک بلندگو برای مردم باقی می ماند و آنهم آمدن آنها به خیابان ها و فریاد کردن خواسته های خویش است. شما به چه استدلال می گوئید که مردم نباید به خیابان ها بیایند؟مردم را خس و خاشاک و اراذل و اوباش نامیدند – همان «مردم همیشه در صحنه!» را. این دو روئی و تزویر را، آیا پایانی نیست؟گریه راه می اندازد و اشک تمساح می ریزد که بله، من علیل هستم، من مریض هستم. ولی حاضرم جانم را برای انقلاب قربانی کنم!چه نیازی به این قربانی کردن هست؟ مردم که هنوز اسلحه به دست نگرفته اند. مردم که به سوی مبارزه مسلحانه روی نیآورده اند! آرام در خیابان راه پیمائی کرده و حتی شعار هم نداده اند. اگر کسی کشته شده، با گلوله ماموران خود شما بوده است که می گویند برخی از آنان را از حزب الله لبنان و حماس فلسطینی آورده اید. اگر اتومبیل آتش زده شده، اگر به زن حامله ای حمله برده اند، اگر کتابخانه خوابگاه دانشجویان را ویران کرده اند، همان لباس شخصی های خود شما بودند که می خواستند ملت را بترسانند و مردم را از مبارزه باز دارند. اوباش و اراذل خودتان هستید که شهامت رویاروئی با مردم را ندارید و ماموران خود را با لباس شخصی به صحنه می فرستید.خامنه ای درهمان روزی هم که خیزش دانشجویان ایران در 18 تیر پایه های نظام را لرزانده بود، به گریه و زاری پرداخت و گفت: بگذارید عکس مرا هم پاره کنند و آتش بزنند.چرا خامنه ای خود را هم طراز حضرت امام حسین قرار می دهد و گریز به صحرای کربلا می زند؟ در لحظاتی که این سخنان را می شنوید، هنوز نمی توان پیش بینی کرد که رویدادهای ایران در چه راستائی به پیش خواهد رفت. مردم، خشمگین و مصمم به نظر می رسند. ظلم رژیم علیه افراد به اصطلاح خودی در جریان انتخابات آنقدر آشکار است که ظلم معاویه و مظلومیت حضرت امام حسین را به یاد تلاشگران می آورد. ولی یک نکته مسلم و قطعی است و آن این که حتی اگر خیزش امروز را هم بتوانند با ریختن خون انسان های پاک و آزای خواه سرکوب کنند، ولی بدانند که بذر انقلاب فردای ایران افشانده شده، ترس مردم ایران ریخته و این بزرگترین عامل بازداری شهروندان به پیوستن به اقدامات اعتراضی برطرف گردیده و فردا در خیزش بعدی که بسیار گسترده تر خواهد بود، آنگاه نه تنها احمدی نژاد، بلکه کل نظام از الف تا یای آن در تیررس آرمان های مردمی قرار خواهند داشت. فردای ایران، مانند دیروز ایران نخواهد بود. این را اطمینان داشته باشید!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر